HOME تلاكسكا
شبکه ترجمه براي حفظ تنوع گويش
مانيفست تلاکسکالا   مـــا  دوستان تلاکسکالا  جستجو 

جنوبي تر از مرز  آمريکاي جنوبي و جزائر غرايب
امپراطوري موضوعات جهاني
کنعان فلسطين و اسرائيل
امّت جهان عرب، اسلام
در شکم نهنگ اکتيويسم در مادرشهرهاي امپرياليستي
صلح و جنگ آمريکا، اتحاديه اروپا، ناتو
آقريقاي مادر  قارّه آفريقا، اقيانوس هند

ناحيه طوفاني  آسيا، اقيانوس آرام
کالوليدودفتر خاطرات يک پرولو/مستضعف
بخارات معنوي  فرهنگ ، ارتباطات
موضوعات فراتر  
گزارشات تلاکسکالي بترتيب تاريخ  
مفاهيم تلاکسکالا لغت معني، فرهنگ، نقشه
گالري 
کتابخانه نويسندگان 
آرشيو تلاکسکالا  

12/12/2019
Espaٌol Français English Deutsch Português Italiano Català
عربي Svenska فارسی Ελληνικά русски TAMAZIGHT OTHER LANGUAGES
 

تقلب الگور در فروش حق آلوده کردن هوا


نويسنده
Leland LEHRMAN لِلاند لِرمان

مترجم
حميد بهشتي


هولوكاوست يا داستانسرائي؟ جدال بر سر گرم شدن كلي كره زمين

پيشگفتار

من سالهاست موضوع گرم شدن كلٌي كره زمين را شگفت زده دنبال مي كنم. از نظر يك طرفدار فعال محيط زيست و كسي كه بر محيط خويش به لحاظ زيست محيطي نظر مي كند بر اين باورم كه كردار انسانها تا مرز خودرنجي رسيده است، بگونه اي كه زمين مادر و مخلوقاتي كه در آن مي زيند سخت ترين شكنجه ها را مي بايست تحمل كنند. من گرايشي ندارم كه انسان را معصوم فرض كنم يا اينكه باور داشته باشم فن آوري و تكنولوژي هر چه را كه توليد كند خوب است، درست بعكس. زيرا من نسبت به هر چيزي كه به محيط زيست مربوط مي گردد به شدت  حساس بوده، دقت شديدي به آلودگي آن توسط سموم شيميائي و آثار آن بر مواد غذائي دارم.

 زمين مادر

مدتي مد شده بود در باره تغيير و تحول اوضاع جوٌي گفتگو كنند، بجاي اينكه موضوع سخن گرم شدن كلٌي كره زمين باشد، زيرا اين گرم شدن ظاهراً غير قابل اثبات بود. دلائل بسياري در درست است كه تحول اوضاع جوٌي در ازمنه قديم تمدن هاي چندي را نابود ساخته است، قارٌه هائي را به زير آب برده و قارٌه هاي جديدي را احداث نموده است. گزاره هاي ملل سرخ پوست در باره پيشگوئي هاي قديمي حاكي از اينكه زمين مادر يا خدا عمداً در يك چنين تحولاتِ تصفيه اي دخيل بوده اند، بنظرم خيلي بعيد هم نمي ‌آيد. با اينحال اخيراً بدين نتيجه رسيده ام كه اين نقض غرض است، اگر قرار باشد اميد بدان بنديم كه زمين مادر اپيدمي تمدن بشري را پاكسازي كند. من به اينكه راه حل سياسي قابل يافتن است باور داشته و اميدوارم كه دست خدا به اين زودي ها وارد ماجرا نگردد. مسأله اينجاست كه من در تحليلي كه “رومٌل‌“ در باره گرم شدن زمين دارد، آثار دردناكي را از به بازي گرفتن انسانهاي ساده لوح يافته ام كه محتملاً به اتخاذ سياست هاي غير انساني و نابودي ملٌت ها منجر خواهد گشت.

از فهرست گازهاي خطرناكي كه انسانها توليد مي كنند، در صدر آنها گاز گربنيك نيست، بلكه جيوه، غبارات ناشي از اورانيومي كه از غني شدن آن جلوگيري شده، سموم نباتي و پسمانده سوخت هواپيماها را مي توان برشمرد و شمار بسياري از سموم به ثبت رسيده وجود دارند كه بايد مراقب آنها بود.

ثروت هاي عمومي

اگر شما به برخي از اطلاعات ذيل توجه نمائيد، بدين نتيجه مي رسيد كه ارتباط ميان گاز كربنيكي كه توسط انسانها توليد ميشود با گرم شدن كلٌي كره زمين از نظر علمي غير قابل اثبات است. با اينحال نخبگان جهاني راهي يافته اند تا از طريق تبديل سهم گاز كربنيك توليدي كشورها در مقياس جهاني بازاري جهاني براي حق مشاركت در اتمسفر را جعل نمايند. به سخن ديگر بانكداران نخبه و نوچه هايشان در شركت هاي توليد نيرو در حال آماده سازي تابوتي براي اموال عمومي نظير آب و هوا مي باشند.

بگذاريد سخن در اين باره را با كلام پست فطرتانه اي از ريچارد ساندر كه رئيس هيئت مديره بورس آب و هواي شيكاگو مي باشد و در سال 1992 اظهار داشته است آغاز كنم: بورس آب و هواي شيكاگو اولين بورس خريد و فروش حق مشاركت در اتمسفر و حاصل اقتصادي كوشش هاي بقول ساندر نيك خواهانه وي براي جلب توجه جهانيان به گرم شدن كلٌي كره زمين است.

“آب و هوا به خلاف آنچه تا كنون در علم اقتصاد بديهي بوده است، ديگر اموال مجاني نمي باشند. اينها مي بايست مجدداً بعنوان اشياء قابل تملك تعريف شوند تا اينكه بتوان آنها را به بهترين وجه تقسيم و در اختيار قرارد داد.“

تمام تصورات مربوط به حق مالكيت براي كساني كه بدين باور اقوام سرخ پوست معتقدند كه كهكشان مقدس هرگز قابل تملك نمي باشد، بيگانه كننده است. از سوي دگر تأكيد بر حق مالكيت قابل درك است، بويژه هنگاميكه قرار باشد از مزرعه خويش در مقابل رباخواراني كه منتظر نشسته اند تا از كليه راههاي قانوني آن اموال را به تصاحب خويش درآورند، دفاع گردد.

عل رغم همه اينها، فرضيٌات نهفته در سخنان آقاي ساندر براي آيندگان حكم نابودي را دارد. در آينده حق سفر كردن، توليد نيرو و حق آلوده كردن فقط به عده اي محدود مي شود كه پولدار باشند. از آنجائي كه خواننده علاقمند احتمالاً ميداند كه انتشار پول توسط سيستم بانك جهاني به بخش خصوصي داده شده است و چه در آمريكا و چه خارج از آن اين كار تقريباً بدون كنترل انجام مي گيرد، در نتيجه ميتوان گفت كساني كه پول چاپ مي كنند، كوشش خواهند كرد، هواي كره زمين و آب هاي آنرا به مالكيت خويش در آورند. اين امر چنان روشن است كه نميتوان از آن چشم پوشي نمود.

بر شگفتي من هنگامي افزوده گشت كه انسان نترس و متشخصي مانند آلكس جونز و نيز همكار سرشناس انگليسي او پاول جوزف واتس كه در infowars.com  قلم مي زند، هم به اهداف علمي و هم سياسي “گرم شدن كلٌي زمين تاختند. آندو به مقاله بسيار روشنگرانه و نگران كننده اي از دانيل تايلر اشاره نمودند.

در گزارشي تحت عنوان “اولين انقلاب جهاني“ كه در سال 1991 توسط كلوپ روم، كه مؤسسه اي فكر سازي در جانبداري از جهاني شدن مي باشد، سخن زير را مي يابيم: “در جستجوي دشمني تازه كه ما را به يكديگر پيوند زند، بدين فكر افتاديم كه آلوده سازي، خطر گرم شدن كلٌي كره زمين، كم شدن آب آشاميدني، گرسنگي و نظاير آن ميتوانند اين نقش را داشته باشند… تمامي اين خطرات توسط دست بشر ايجاد گشته اند، در نتيجه دشمن واقعي بشر خود بشر است.“

امروزه گرم شدن كلي زمين و تحولات آب و هوا از اساسي ترين موضوعاتي هستند كه به بزرگترين جنبش هاي سياسي زمانه تبديل گشته اند. در حاليكه آهسته آهسته توجه انسانها به گرم شدن كلي زمين معطوف مي گردد، پاسخ هائي كه بدان داده ميشوند، غالباً هيچ ربطي به علل اين مشكل ندارند. دلائل علمي براي يكي از علل اساسي گرم شدن كره زمين كه تابش آفتاب باشد را فيلم مستندي تحت عنوان “افسانه گرم شدن عظيم كره زمين (The Great Global Warming Swindel) نشان مي دهد.

كاوشهاي انجام يافته در يخ ها نشان داده اند كه ميزان گازكربنيك هوا (كه در نظر بسياري علت اصلي فزوني درجه حرارت هوان جهان قلمداد ميشود) 800 سال پس از بالا رفتن درجه هواي كره ارض افزايش يافته است. ارقام ديگر مربوط به فعاليت خورشيد ارتباط مستقيمي را كه بين فعاليت و انرژي آزاد شده خورشيد با تغيير دماي كره ارض وجود دارد، بدست مي دهند. اگر واقعاً خورشيد موجب تغيير درجه حرارت زمين باشد، آنگاه ديگر ماليات هائي كه در سطح جهان براي مقابله با گرم شدن زمين ايجاد گشته اند، اصلاً به علت اصلي آن هيچ ربطي ندارند.

 نظام جهاني سلطه و كنترل

ريچارد هآس‏، رئيس فعلي شوراي روابط خارجي (آمريكا) در مقاله خويش تحت عنوان “حاكميت ملي كشورها مي بايست در عصر جهاني شدن تغيير يابد“ توضيح ميدهد كه مي بايست يك نظام حاكميت جهاني بوجود آيد تا بتواند با گرم شدن كلي كره زمين مقابله و نيز با تروريسم مبارزه كند.

به قول هآس “علاوه بر آن، حكومت مي بايست حاضر باشد بخشي از حاكميت ملي خود را به سازمانهاي جهاني تفويض نمايد تا نظام جهاني بتواند جواب دهد. لذا جهاني شدن اين معني را نيز دارد كه نه تنها حاكميت ملي واقعاً  تضعيف مي گردد، بلكه آن بايد ضعيف شود. اين به صلاح كشورهاست كه حاكميت ملي خويش را تضعيف كنند تا بتوانند خودشان را حفظ نمايند.“

 بدون نظر داشت به مواضعي كه در باره گرم شدن آب و هوا اتخاذ ميگردند، هر كسي بايد خودش نسبت به راه حل هائي كه عرضه ميشوند، انتقادي بيانديشد، بهمين ترتيب در باره نيروهائي كه در حمايت از هر يك از اين راه حل ها بوده و كوشش دارند يك نظام جهاني از سلطه و كنترل را بر گيتي حكمفرما سازند.

من در باره اظهارات نقل شده در بالا و تحقيقات علمي مربوطه با يكي از كارشناسان نامدار و متعهد بنام بن لوس كه مدير ائتلاف طرفداران انرژي پاك و ارزان در نيو مكزيكو مي باشد، گفتگويي داشتم. لُبٌِ پاسخ وي بقرار ذيل است:

طبيعي است كه نخبگان جهاني كوشش خواهند كرد گرم شدن كلي كره زمين را براي تحقق اهداف خويش مورد استفاده قرار دهند. هر نيروي سياسي مي كوشد وقايع روز را به نفع خويش بكار گيرد. براي مثال كارخانجاتي را كه توسط نيروي هسته اي، برق توليد مي كنند در نظر بگيريد. آنها موضوع گرم شدن كلي زمين را به نفع خويش مورد استفاده قرا مي دهند. اما اين هيچ ربطي به اين سئوال ندارد كه آيا گرم شدن كلي كره ارض معلول ميزان عظيم ايجاد گاز كربنيكي است كه توسط انسانها بوجود ميآيد يا خير؟ و آيا گرم شدن كلي كره زمين موحب نابودي انواع موجودات زنده ميشود؟ دلائل علمي مربوطه غير قابل اغماض اند. كافيست آدمي خود، آنها را مورد ملاحظه قرار دهد.

اين نيز روشن است كه شركت هاي چند مليتي نظير اِكسُن، پي بُدي انرژي و غيره عمليات تبليغاتي سازمان يافته اي را براه انداخته اند تا توجه عموم را بدين موضوع تحت الشعاع قرار داده و به انحراف كشانند و از هيچگونه سرمايه گذاري در اين زمينه دريغ نمي ورزند. اينهم به وضوح اثبات گشته است. بدين نكته نيز بايد توجه داشت كه اين شركتها ضرورتاً با طرفداران جهاني شدن كه كوشش دارند از گرم شدن كلي كره زمين سوء استفاده نمايند، يكي نيستند.

آن گروه از مخالفين جهاني شدن كه بدين نتيجه مي رسند كه گرم شدن كلي كره ارض جز شايعه اي بيش نبوده و از جانب طرفداران جهاني شدن منتشر شده است، به همين دليل در قبال اين موضوع لزومي به اقدام تشخيص نمي دهند، اينها جانب بخش ديگري از شركت هاي چند مليتي را مي گيرند تا مورد سوء استفاده شركت هاي رقيب نگردند. اما رويكرد درست آنست كه از روشهائي حمايت شود كه به هيچ يك از اين شركت ها ياري نرساند. و با در نظر گرفتن نفوذ نخبگان و قدرت شركتهاي نفتي اين رويكرد كه در گفتار بسيار آسان است، تنها راه مقابل با مشكل به نظر مي رسد.

 

منحني چوب هاكي

هنگاميكه من از بن خواهش كردم تحليلي از روش هاي علمي بعمل آورد كه توسط ‌آنها منحني نمايش موسوم به چوب هاكي ترسيم گشته است وي فرصت توضيح آنرا نداشت. به تصوير مقابل توجه كنيد

 با اينحال لازم است توضيحاتي در اين زمينه داده وبه خوانندگان ياري گردد. عين منحني مورد بحث در نشاني ذيل قابل رؤيت است.
  

اولين تصوير نموداري است منتشر شده توسط سازمان ملل متحد كه فرايند سيكل گرماي دوران قرون وسطي را نشان مي دهد. تصوير دوم همان منحني نمايش موسوم به چوب هاكي است كه به شدت زاويه دار است و فاقد سيكل گرماي قرون وسطي است.

نويسندگان آن گزارش مدعي شده اند اين منحني نمايشگر اينست كه گرم شدن كلٌي كره زمين پديده ايست كه مستقيما به انقلاب صنعتي مربوط بوده و با افزايش سوخت مواد فسيلي براي توليد انرژي رابطه مستقيم دارد. در گزارشي از سال 2001 مدعي شده اند كه سيكل گرماي قرون وسطي فرضي بوده و اشتباهاً در گزارش سال 1996 از آن ذكر شده است. اما دانشمندان سايت اينترنتي co2science.org مقادير زيادي ارقام و اطلاعات جمع ‌آوري كرده اند در تأييد وجود سيكل گرما در قرون وسطي. اما مشكل اينجاست كه استفاده از مواد سوختي موجب گازكربنيك به عنوان تنها علت يا مهمترين علت گرم شدن كلي كره زمين نميتواند باشد، اگر چنانچه اصلاً چنين سيكل گرمائي وجود داشته بوده باشد.

بعلاوه گزارش سال 1996 سازمان ملل مشخصاً حاوي اخطار نسبت به استفاده گزينشي از ارقام مربوطه براي اثبات نظريه موسوم به چوب هاكي است و همين نكته است كه قضيه را مشكوك مي كند. زيرا شماري از هواشناسان و كارشناسان اوضاع جوٌي گزارش سال 2001 سازمان ملل را كه “حقيقت نگران كننده“ گرم شدن كلي كره زمين بر آن استوار است، متكي بر ارقام و آمار تحريف شده يا اشتباه مي دانند.


دليل نهائي براي گرم شدن كلي كره زمين -قرن هجدهم

با مقاله ويسكونت كريستوفر مانگتون آف برنچلي در اين باره در ساندي تلگراف معلوم شد كه اين بحران سياسي از بحراني نسبت به اعتماد به اطلاعات عملي در اينباره نشأت مي گيرد: در باره اطلاعاتي كه درستي منحني چوب هاكي بدان مربوط مي شود و موجب تشويش خاطر نسبت به پروژه فروش حق آلوده كردن هوا توسط گازكربنيك شده است، بدين قرار: منحني نمودار گرفته شده از گزارش سال 2001 سازمان ملل كه نامهاي مختلف بدان داده اند، از قبيل منحني چوب هاكي يا دمب روباه يا منحني بشكل (J) اولين بار در سال 1999 در نشريه نيچر بقلم مان و همكاران منتشر شده بود. پس از درج آن در گزارش سال 2001 سازمان ملل دانشمنداني از جمله مك اينتيور و همكاران در سال 2003 نشان دادند كه برداشت مربوط به منتفي بودن سيكل گرماي قرون وسطي بر مبناي بكار گرفتن روش هاي اشتباهي در محاسبات اطلاعات مربوطه بدست آمده بود.

نخستين اشتباهي كه مان و همكاران مرتكب شده بودند و در سال 2001 در گزارش سازمان ملل عيناً تكرار شد، در گزينشي بود كه در ارقام مربوطه كرده بودند. گزارش سال 1996 سازمان ملل بكار بردن درخت گرانِن كيفِر (نوعي كاج) بعنوان گياه معرف درجه هوا را جايز ندانسته بود. زيرا كود دادن آن توسط مواد گازكربنيك دار در قرن بيستم رشد سالانه اين درختان را تسريع نموده و بدين صورت برداشتي غير عادي از بالا رفتن درجه حرارت را موجب گشته بود.

علي رغم اين اخطار گروه مان و همكاران بررسي هاي خود را پيرامون بالا رفتن درجه حرارت به ارقام گرفته شده از نمونه هاي درخت گرانن كيفر متكي نموده بودند. از اين نيز خطا انگيزتر اينكه آنها در مدل آمارگيريشان اطلاعات مربوط به گرانن كيفر را 390 مرتبه بيش از ساير ارقام مورد توجه قرار داده بودند.

به نظر گروه مك اينتيور و همكاران ممكن رسيده بود كه مان و همكاران به اطلاعات بدست آورده از بررسي هاي مربوط به گرانن كيفر اهميتي فوق العاده داده و بدينوسيله عملاً آمار محتوي ساير اطلاعات را كنار گذارده بودند، چرا كه اطلاعات ناشي از گرانن كيفر در قرن بيستم نشانگر بالا رفتن قابل ملاحظه اي از درجه حرارت بوده و لذا از اطلاعات مربوط به بالا رفتن درجه حرارت در قرون وسطي صرفنظر كرده بودند.

گروه مك اينتيور و همكاران محاسبات انجام شده توسط گروه مان و همكاران در سال 1998 را از نو در سال هاي 2003 و 2005 تكرار نمودند، بدون اينكه اينبار ارقام ناشي از بررسي درخت گرانن كيفر را مورد توجه قرار دهند و اينبار بالا رفتن درجه حرارت دوره مربوط به قرون وسطي مجدداً مطرح گشت.

آنها يك مورد ديگر را نيز مشاهده نمودند و آن اينكه گروه مان و همكاران در محاسبات خود يك رشته ارقام نشاندهنده بالا رفتن درجه حرارت در قرون وسطي را حذف نموده بودند. اين ارقام در پرونده ارقامي بود بنام ارقام Consored . گروه تحقيقاتي ديگري تحت نطر مك كريتيك همان محاسبات گروه مان را يكبار ديگر تكرار كردند، با توجه بدينكه اين ارقام حذف شده را در اين محاسبات دخيل نمودند و مشاهده نمودند كه نتيجه محاسبات، بالا رفتن درجه حرارت را در دوران قرون وسطي نشان ميدهد.

گروههاي بسياري محاسبات گروه مك اينتيور و مك كريتيك را مورد مطالعه و تفسير قرار داده اند. از جمله ‌آقاي فيليپ مولر در مجله “ام آي تي- تكنولوژي رويو“ اظهار داشته است كه تحقيقات دوگروه مطالعاتي كانادائي براي آنها همچون انفجار بمبي بوده است و بنظر وي براي سايرين نيز همين اهميت را خواهد داشت. بدين قرار ناگهان از نظريه موسوم به چوب هاكي كه دليل بارز طرفداران نظريه گرم شدن اتمسفر زمين توسط انسان مي باشد، ديگر جز حاصل محاسبات اشتباه چيزي باقي نماند.

دكتر رُب فان دورلاند از موسسه ملي هواشناسي هلند در 28 فوريه 2005 در مجله “ناتور وتِن شاپ و تكنيك- اِن دبليو تي“ گفته است: شگفت انگيز است كه نتيجه تحقيقات گروه مان و همكاران پيرامون بازيافت آب و هوا‏، دو بار از مراحل كنترل توسط آي پي سي سي گذشته بوده است، بدون اينكه كسي بدان ايراد گيرد.

در ماه فوريه سال 2005 يك هواشناس آلماني بنام اولريش كوباش در كانال اول تلويزيون آلمان مصاحبه اي داشت. وي گفت قادر نبوده است منحني چوب هاكي گروه مان و همكاران را در تحقيقات خويش بدست آورد و بارها با همكاران خويش در باره اشكالاتي كه در آن محاسبات يافته مباحثاتي داشته است. به مرور براي آنها روشن ميشود كه پژوهش هاي دو دانشمند كانادائي صحت داشته و ميان سالهاي 1400 و 1600 فزوني درجه حرارت كره زمين بطور قابل ملاحظه اي بيش از قرن گذشته بوده است. بدين صورت مهمترين نتيجه گيري گزارش سال 2001 IPCC به زير سئوال رفت.

در سال 2005 دكتر هندريك تِنٌكِس، رياست انستيتوي سلطنتي هواشناسي هلند در نامه اي خطاب به دكتر مك اينتيور مي نويسد: روش تحقيقاتي IPCC بسيار اشتباه آميز بوده و مبناي پروتكل كيوتو داراي اشتباهات فاحش است.

به هر حال اين كه منحني نمايش محوري گزارش سازمان ملل متحد مربوط به سال 2001 اشتباه بوده است، از طرف رسانه ها بسيار كمتر مورد توجه قرار گرفت تا داستانهائي كه سياستمداران و سازمان ملل  پيرامون فاجعه وحشتناك قريب الوقوع از آن نتيجه گيري كردند. آن منحني نمايش اشتباه كه تنها نمودار مربوط در گزارش سازمان ملل بود 6 بار و هر بار مهمترين جا در آن گزارش درج و مورد استناد قرار گرفته است. اينكه تا چه ميزان اين منحني داراي اهميت است فقط به تكرار آن و مكانهائي كه بدان استناد شده است مربوط نميشود، بلكه همچنين از نتيجه گيري هائي كه سياستمداران در تصميمات خود بدان استناد مي كنند،نيز مي باشد.

تحليل اطلاعات و ارقام مربوط به نيمكره شمالي نشاندهنده اينست كه بالا رفتن درجه حرارت در قرن بيستنم احتمالا بالاترين ميزان مربوط به يك قرن در هزاره گذشته بوده است. همچنين احتمالاً دهه 1990 گرمترين دهه و سال 1998 گرمترين سال بوده اند. از آنجائيكه در باره زمان پيش از سال 1000 ميلادي ارقام كمتري در دست مي باشند، در باره متوسط درجه حرات سالها در آن دوران نيز كمتر اطلاع داريم. اين در باره شرايط مربوط به نيمكره جنوبي پيش از سال 1861 نيز صدق مي كند.

سازمان ملل متحد نه تنها در گزارش خود به اطلاعات اشتباه در بازيافت درجه حرارت گروه مان و همكاران تكيه كرده بود، بلكه چنانكه گزارش شوراي امور علمي مجلس سناي انگليس تأكيد كرده است به يك رشته گزارشات همسان نيز اشاره نموده بود كه همگي از بالا رفتن درجه حرارت در قرون وسطي چشم پوشي كرده بودند. گذشته از اين گزارش مستقلي از ارقام مربوطه كه در سال 2005 توسط مجلس سناي آمريكا تهيه شد، نه تنها بدين نتيجه رسيد كه در گزارش سال 2001 سازمان ملل ارقام و روشهاي اشتباهي مبناي كار بوده اند، بلكه بسياري از نتايج تحقيقاتي كه همانجا مورد استناد قرار گرفته اند نيز، كه چه پيش و چه پس از  تهيه آن گزارش انجام يافته اند، توسط گروه اندكي از دانشمنداني تهيه شده است كه با همديگر در تماس نزديك و بر موضوع كار خود (هواشناسي) در سراسر گيتي مسلط بوده و با نگارنده آن منحني مشكوكِ گزارش سال 2001 سازمان ملل نيز در رابطه بوده اند. اين مطلب احتمالا كوبنده ترين انتقادي است كه تا كنون به گزارش مزبور در باره تحولات وضع كلي آب وهواي كره زمين شده است.

تازه پس از اينهمه انتقاد، ناشرين مجله نيچر مقاله اي در تصحيح فقط پاره اي از اشتباهات آن مطلب را در سال 2004 بقلم گروه مان و همكاران درج نمودند. نه تنها مجله نيچر از پذيرفتن انتقادات مربوط به آن گزارش اشتباه سر باز زده بود، بلكه شماري از ساير نشريات نيز حاضر نشده بودند انتقادات علمي گروه مك اينتيور و همكاران مبني بر اينكه منحني نمايش مزبور داراي اشتباه بوده است را بپذيرند. پس از گذشت مدتي يكي از نشريات علمي بنام “گئوفيزيكال رويو لِترز“ جرأت مي كند اين تحريم را بشكند.

پس از آن آگادمي ملي علوم ايالات متحده آمريكا بيانيه اي صادر كرد بدين مظمون كه منحني موسوم به چوب هاكي غلط مي باشد. اما سازمان ملل نه حاضر به عذرخواهي شده است و نه بيانيه اي در تصحيح آن گزارش صادر نموده است و منحني چوب هاكي همچنان در نشريات سازمان ملل منتشر ميگردد.

آنها در صورتيكه دروغشان در فضاي عمومي مطرح گردد، به دليل فقدان استدلال لابد خواهند گفت “گرم شدن كلي كره ارض“ دروغي مصلحت آميز بوده است، همانگونه كه داستان تسليحات كشتار جمعي عراق به دروغ عنوان شد. اين عبارت همانند 11 سپتامبر در امور مربوط به محيط زيست مي باشد. احتمالاً آنها خواهند گفت: كره زمين در حال مردن بود و ما مجبور بوديم راهي بيابيم كه آنرا نجات دهيم (البته بدون اينكه حاكميت خود را از دست دهيم.)

اما من هرگز نديده ام كه تقلب، حاصل نيكي داشته باشد و بهمين دليل در اين مورد نيز چنين انتظاري را ندارم. علاوه بر اين معلوم نيست چگونه ميتوان اظهار همدردي و شعار رياست بريتيش پتروليوم پيتر ساترلند را جدٌي گرفت كه در سخنراني خويش در جمع همكاران نخبه اش در كميسيون سه جانبه، شعاري جهاني سر داده است تا دنياي گرم شدن كلي كره زمين يكصدا بدان پاسخ گويد؟ آنگاه ژنرال لرد گاثري مدير انجمن فاينانس فوق نخبگي اِن اِم رُتشيلد و پسران كه عضو مجلس لردان انگلستان بوده و رياست كل قواي بريتانيا در لندن را به عهده دارد، از دلالان قدرت در كميسيون سه جانبه مي خواهد “كه به گرم شدن كلي كره ارض يكصدا پاسخ گفته و مقررات واحدي را براي آن وضع نمايند.“

 الگور و تقلب فروش حق آلوده كردن هوا

ريچارد فريمن و مري بيكر در مقاله روشنگرانه خويش تحت عنوان “تقلب فروش حق آلوده كردن هوا“ – باز كردن دست الگور – ما صادق هستيم مي نويسند: احسنت، در پشت سر لاروش قرار گيريد – ‌آنها معتقدند كه تاكتيك فروش حق آلوده كردن هوا قرار است در اين راستا تأثير داشته باشد: بازار تبادل حق آلودگي هوا در شيكاگو CCX كه در سال 2003 بعنوان آژانس داوطلبانه يا پيشگامي تأسيس گشت، بخشي از شبكه ايست كه در لندن ايجاد شده و قرار است موجب صعود ناگهاني بهاي نفت با چندين برابر كردن آن گردد و آنگاه آنچه را كه از اقتصاد باقي ميماند، در خود ببلعد.

هدفي كه در مد نظر آنهاست اينست كه بازاري كه در آن حق آلوده كردن هوا خريد و فروش ميشود، فقط زماني درست كار مي كند كه دولتها براي ميزان آلوده سازي هوا مقرراتي را وضع و آنرا محدود نمايند. اين تمام آن چيزي است كه در پس („cap and trade") محدود ساختن و فروش حق آلوده سازي با گازكربنيك نهفته است. اينكار همانطور كه به نظر ديوانه وار ميماند، در واقع نيز ديوانگيست. اما Gore  يكي از عناصر قابل رؤيت نظام ظريف و طرح فوق حزبيست كه در پشت پرده گرم شدن كلي كره زمين فعال گشته است.

دست داشتن گُور در منافع مالي طرح مزبور به عيان آشكار است. بويژه در رابطه با گلدمن و زاكس كه يكي از شركاي اصلي CCX بوده و در سال 2004 صندوق سرمايه گذاري متعلق به گُور در لندن موسوم به صندوق سرمايه گذاري Generation Investment Fund را تأسيس نموده است.

 

CCX از راههاي گوناگون و با ضريب هاي بالا با مؤسسه International Exchange Inc   (ICE)  مربوط است كه يكي از شعبات آن موسسه International Petrolum Exch.  بوده و از بزرگترين بورسهاي معاملات نفت است. اطلاعات دقيق مربوط به ICE و كلاهبرداري عظيم بهاي نفت در هشتم ماه مه آشكار گشت، زماني كه يك سناتور دموكرات بنام لوين (منتخب از ايالت ميشيگان) بهنگام استعلام در كميته دموكراتيك مراقب سنا اظهار داشت كه بورس بازيهاي زمان فروش نفت در ICE موجب بالا بردن بهاي نفت به بشكه اي 20 تا 25 دلار بوده است.

اقدام سياسي جنگ رواني در مورد خريد و فروش حق آلوده سازي هوا و گرم شدن كلي كره زمين مرا به ياد حملات تبليغاتي در اينترنت مي اندازد كه سهام ارزان ناشناخته اي را عرضه مي كنند. اما اين كلاهبرداري، ماهرانه صورت مي گيرد و بسيار خوب نيز برنامه ريزي شده است. من خودم مطمئن نيستم كه آيا منهم حق آلوده سازي هوا را ابتياع نكنم. ‌‌آيا شما خريدار آن هستيد؟ شايد بهتر باشد ما وقت خود را به باغباني بگذرانيم.

در نوشتن اين مقاله ‌آرون گوينِث هابٌارد و سكُيپ ويتسون همكاري داشته اند. نشاني تماس با نويسنده مقاله: با نويسنده مقاله: للاندلرمن : leland.lehrmann@gmail

 

من بخاطر گرم شدن كره زمين نگرانم،
اما نگراني من نسبت به برخي بخش هاي آن بيشتر است تا از ساير بخش ها

انقلاب يا مرگ


 http://www.rense.com/general76/holhoax.htm : مأخذ

انتشار مقاله اصلي به تاريخ26/04/2007 

در باره نويسنده

حميد بهشتي يکي از همکاران تلاکسکالا، شبکه ترجمه بخاطر حفظ تنوع گويش، مي باشد. اين ترجمه ميتواند مورد استفاده قرار گيرد، مشروط بدانکه در آن تغييري داده نشده و هم مأخذ و نويسنده و هم مترجم و مصحح آن قيد گردند.

http://www.tlaxcala.es/pp.asp?reference=3602&lg=fa :نشاني اين نوشتار در سايت تلاکسکالا

                                                                                                                                                         


بخارات معنوي : 17/08/2007

 
 چاپ چاپ 

 ارسال ارسال

 
بازگشتبازگشت 

 tlaxcala@tlaxcala.es

زمان پاريس  21:0