HOME تلاكسكا
شبکه ترجمه براي حفظ تنوع گويش
مانيفست تلاکسکالا   مـــا  دوستان تلاکسکالا  جستجو 

جنوبي تر از مرز  آمريکاي جنوبي و جزائر غرايب
امپراطوري موضوعات جهاني
کنعان فلسطين و اسرائيل
امّت جهان عرب، اسلام
در شکم نهنگ اکتيويسم در مادرشهرهاي امپرياليستي
صلح و جنگ آمريکا، اتحاديه اروپا، ناتو
آقريقاي مادر  قارّه آفريقا، اقيانوس هند

ناحيه طوفاني  آسيا، اقيانوس آرام
کالوليدودفتر خاطرات يک پرولو/مستضعف
بخارات معنوي  فرهنگ ، ارتباطات
موضوعات فراتر  
گزارشات تلاکسکالي بترتيب تاريخ  
مفاهيم تلاکسکالا لغت معني، فرهنگ، نقشه
گالري 
کتابخانه نويسندگان 
آرشيو تلاکسکالا  

02/06/2020
Espaٌol Français English Deutsch Português Italiano Català
عربي Svenska فارسی Ελληνικά русски TAMAZIGHT OTHER LANGUAGES
 

بيماري راديواکتيو سربازان کرايه اي آلماني در عراق


نويسنده
Christoph HضRSTEL کريستف هورستل

مترجم
حميد بهشتي


همدستي با آمريکا در استفاده از بمب هاي راديواکتيو

 

در يک بيمارستان آلمان يک درجه دار اين کشور که ترقي نظامي شگفت آوري داشته است، بستري است. در آغاز سال 2003 به او گفته بودند، ميتواند به ترقي مدارج خويش سرعت بخشد، البته در صورتيکه رسماً ارتش آلمان را ترک گفته، به نيروهاي آمريکائي پيوسته و با آنها در جنگ عراق شرکت و سپس مجدداً به ارتش آلمان بازگشت نمايد.

 

يک گروهان ارتش آلمان براي قرباني شدن در عراق

به گفته اين ستوان جوان يک دسته کامل ارتش آلمان که تعداد نفراتش معمولا بين 50 تا 70 تن است، در ماه مارس سال 2003 عازم عراق شد تا در کنار نيروهاي آمريکائي وارد جنگ شود، در جبهه اي که خطر تشعشعات اتمي ميرفت.

به گفته اين ستوان بيمار ماجرا بر خلاف آنچه در ارتش برايش تشريح کرده بودند صورت گرفت. در پايان دوره خدمتِ گروه ويژه ي مزبور، نيمي از نفراتي که بدان جبهه گسيل گشته بودند، از آلماني و آمريکائي به بيماري سرطان دچار و بر اثر عواقب تشعشعات هسته اي جان سپردند. البته پس از بازگشت وي و مابقي افراد از عراق به آلمان، بدانها پيشنهاد بازگشت به ارتش آلمان ارائه شد. اما بخاطر وضع جسمي او پذيرش مجدد وي در خدمت ارتش را غير ممکن يافتند و ليکن پس از گذشت مدتي مجددا تغيير نظر داده حاضر شدند به وضع او رسيدگي نمايند.

اظهارات نظامي مزبور بدين جهت حائز اهميت است که بايد در نظر داشت که در زمان عاریت دادن اين گروه به قواي آمريکا دولت صدر اعضم وقت آلمان، شرودر، زير فشار سنگين از جانب آمريکا قرار داشت، چرا که رسماً مشارکت سربازان آلماني در جنگ عراق را رد کرده بود. اين عدم همکاري در آن زمان چه بلحاظ سياست داخلي (که شرودر بهمين دليل برنده انتخابات سال 2002 شده بود) و چه از نظر سياست خارجي توجه افکار عمومي را نسبت به موضع دولت جلب نموده بود. بهمين دليل نيز اين احتمال ميرود که دليل اينکه نظاميان مزبور ابتدا ارتش آلمان را ترک گفتند تا به ارتش آمريکا بپيوندند و سپس دوباره به ارتش آلمان بازگردند، بخاطر اين بوده است که دولت شرودر اعتبار خويش را از دست ندهد. بهمين دليل نيز همه اين رفت و آمدها مي بايست بشدت مخفيانه صورت مي گرفت.

 

با اينحال علاوه بر اشکالاتي که از نظر رياکاري سياسي به دولت آنوقت آلمان ميتوان گرفت، اين امر يک جنبه مهمتري نيز دارد: بسختي ميتوان پذيرفت که در رهبري ارتشهاي اين دو کشور اين آگاهي وجود نداشته است که عمليات سربازان عاريتي مزبور چگونه عملياتي مي باشند. مسلم اينست که عمليات مزبور در خدمت اين بوده است که در بکار گرفتن سربازان آمريکائي صرفه جوئي بعمل آيد.

 

گرفتاري قواي ايالات متحده آمريکا از جهت بيماري جنگ خليج که حاصل آثار تشعشعات راديواکتيو در عمليات موسوم به طوفان صحرا در جنگ دوم خليج فارس در سال 1991 بود، کاملا شناخته شده است. از آن زمان هنوز شکايات مطروح سربازان آمريکائي از ارتش به دادگاههاي اين کشور در دست رسيدگي بوده، مشکل لاینحلي را بوجود آورده اند.

لذا اين سئوال مطرح است که آيا اين سربازان کرايه اي آگاهانه قرباني سياسي گشته اند و در يک معامله ضد انساني براي مقابله با فشار بيشتر آمريکا بر دولت آلمان که سياست عدم همکاري با آمريکا را اعلام کرده بود، اجباراً اين نفرات قرباني گشته اند. در اين ميان بايد از اين فرض نيز حرکت نمود که دولت آلمان در زمان ارسال اين افسر به عراق از بکار بردن تسليحات اورانيوم دار توسط قواي آمريکا که نسبت به خطر آن براي نفرات خود اطلاع داشته است، بخوبي آگاه بوده است.

 

 دفترچه گزارش مهمات راجلواک

  

 

نويسنده اين مقاله فتوکپي دفترچه گزارش مهمات بکار رفته توسط يکي از نفرات ارتش آلمان در سال 2001 در راجلواک در بوزنين هرسگوينا را در اختيار دارد. توضيحاً بايد دانست که براي هر سرباز آلماني لازم است گزارش تسليحاتي را که بکار مي برد، در دفترچه اي دقيقا به ثبت رساند و اينکار توسط مأموري که مراقب تمرينات تيراندازي مي باشد، صورت مي گيرد.

با اينحال اگر باز هم شکّي در اين زمينه باقي مانده باشد که

·       دولت آلمان و پيمان ناتو آگاهي داشته اند که تسليحات اورانيوم دار خطرناک بوده و

·       در بوزنين هرسگوينا اين گونه تسليحات بکار برده شده است،

·       در اينصورت فتوکپي گزارش تسليحات بکار رفته توسط يک سرباز آلماني که در سال 2001 در پادگان SFOR در راجلواک واقع در نزديکي زارايوو خدمت ميکرده است، اين شک را مي زدايد.

 

به تصوير مقابل توجه نماييد. (براي بزرگتر شدن تصوير بر روي آن کليک کنيد)

زيرا در صفحه 25 آن دفترچه ي گزارش تسليحات بکار رفته چنين آمده است: شرکت در تمرينات مربوط به اقدامات محافظتي از مهمات حاوي مواد راديواکتيو تأييد مي گردد. در راجلواک (روز و ماه تاريخ مزبور بخاطر حفاظت حريم شخصي فرد نظامي مزبور اينجا خط زده شده است) در سال 2001 با امضاي ناخوانا (درجه دار)

در زير آن متن ميزان درجه تصفيه ماسک گازي که آن فرد نظامي بکار برده است نيز ذکر شده است: درجه 3 که مجهز به عينک نيز بوده است. (باز بخاطر حفاظت حريم شخصي فرد نظامي مزبور اينجا خط زده شده است).

 

قربانيان مهمات اورانيوم دار در افغانستان

 

 

جنايات و اعمال فجيع بسياري در جنگ افغانستان صورت گرفته است. اما يکي از شديدترين و ماندگارترين آنها احتمالا هنوز مورد بررسي قرار نگرفته است: اينجا منظور سخت ترين لطمات جسمي است، از جمله صدمه به ويژگي هاي ژنتيک مردم که ماندگار بوده از نسلي به نسل بعد منتقل مي گردد، نسبت به مردم افغانستان که شامل مرگ و مير اطفال نوزاد بدنبال تولد اطفال مفلوج که بر اثر بکار برده شدن مهمات حاوي اورانيوم از جانب قواي آمريکا مي باشد.

اين را که اينگونه مهمات هنوز نيز بکار برده ميشوند پرفسور دکتر آلبرت اشتاهِـل شهادت مي دهد. وي استاد محقق مربوط به تشعشعات هسته اي در دانشکده علوم سياسي دانشگاه زوريخ مي باشد. به تخمين او نيمي از تمامي بمب هاي بکار برده شده در افغانستان، بمب هاي حاوي اورانيوم بوده اند. ايالات متحده آمريکا مدعي است که در افغانستان مهمات حاوي اورانيوم بکار نبرده اند. اما نتايج تحقيقاتي که پرفسور دکتر آساف دوراکويچ (1) بر روي قربانيان جنگ صورت داده است، اثبات مي کنند که اين ادعا بر خلاف حقيقت است. علاوه بر آن اخبار نشريه نيروي هوايي آمريکا موسوم به Air Force Print News Today بي پرده گزارش مي کند که در همين سال جاري نيز مهمات اورانيوم دار توسط ارتش آمريکا بکار برده شده است.

انسانهائي که مورد اثابت قرار گرفته اند، بشدت از جانب اينگونه تسليحات مصدوم گشته، اطفال نوزاد بشدت صدمه ديده و در بيمارستانها پس از تولد در دو سه روز اول با تحمل دردهاي کشنده، جان سپرده اند. يک پزشک افغان مقيم آمريکا بنام دکتر داود ميراکي که تصاوير ضميمه شده را در اختيار نويسنده نهاده است ( اين تصاوير را وي در 13 مارس 2006 در بيمارستان زنانه مالالائي در کابل برداشته است و ويديوئي نير تهيه کرده است)، او مي گويد که تمامي شهود ماجرا در بيمارستان نه فقط از بيکار شدن خود بيم دارند، بلکه از به قتل رسيدن خويش نيز مي ترسند، اگر که حاضر باشند به شرکت در تهيه گزارش و دنبال کردن مشاهدات خود از لطمات ناشي از مهمات اروانيوم دار.

 

 

دکتر ميراکي مشخصاً اظهار داشت:

·       والدين اطفال مزبور حاضر به ذکر نام خويش و فرزندان خود که قرباني شده اند، نمي باشند.

·       پزشکان بيمارستان حاضر نمي شوند اين افراد را معاينه کنند.

·       رياست بيمارستانها از معاينه اين موارد جلوگيري مي کنند.

 

آنها گويا سوگند بقراطي را که هر پزشکي بايد ياد کند مبني بر اينکه همه مساعي خويش را براي نجات جان بيماران بکار برد، فراموش کرده اند، که البته از جمله اين کوششها معاينه دقيق و تشخيص علت بيماري است.

يک بررسي سريع توسط ریاست آلماني يکي از بيمارستانهاي کابل که مخارج آنرا آلمانها تأمين کرده اند و بيش از ده سال است که در حال خدمت است، حاکي از آنست که در آنجا نيز جوّ وحشت حاکم است. ترس پرسنل اين بيمارستان از اينست که نامشان در تشخيص علت صدمات ناشي از تسليحات اورانيوم دار آورده شود.

اينگونه رفتار و عکس العملها از جانب همه کساني که با اين امر سر و کار دارند، خواه نا خواه انسان را بدين فکر مياندازد که:

·       قدرت هائي که اين فشارها را وارد مي کنند، نسبت به جناياتي که کرده اند بخوبي واقف اند و با تمام قوا مي کوشند که آنها را کتمان کنند.

·       تمامي ترديد هائي که به لحاظ علمي نسبت به آثار مهمات حاوي اورانيوم اظهار ميشوند، در اين خدمت اند که بکار برندگان اين تسليحات را بي تقصير جلوه دهند.

 

آخر بيخود و بي جهت نيست که نظاميان متعلق به نه فقط ارتش آلمان، بر اثر تجربيات روزانه شان بدين نتيجه رسيده اند که تسليحات حاوي اورانيوم خطرناک بوده و بهمين جهت نيز به نفراتي که با اينگونه مهمات سرو کار دارندنسبت به خطرات مزبور هشدار داده به آنها مي گويند مواظب خويش باشند.

 

عواقب کار

در باره وزير دفاع سابق آلمان ، شتروک „Struck“ بايد گفت که وي مقصر است. زيرا او افراد ارتش آلمان را وادار نمود به اينکه در جنگ عراق شرکت کنند، بدون اينکه مجلس آلمان اين مأموريت را تأييد کرده باشد و اين تأييد از جانب مجلس آلمان بر طبق قانون ضروري است. اين نيز بر شدت تقصير وي مي افزايد که همانگونه که گفته شد با آن روال حقّه بازانه نظاميان آلماني را موقتاً از خدمت ارتش اين کشور منفصل مي کردند و اين بجز گول زدن نفرات مزبور نمي باشد. آخر اين افراد زمانيکه براي اين عمليات به آمريکائيان تحويل داده شدند، از نفرات ارتش آلمان بوده اند.

بکار گرفتن تسليحات اورانيوم دار نقض کامل حقوق بشر و حقوق بين الملل است. آلمان در اينکار البته مستقيما دخيل نيست، اما بواسطه همکاري مکرر در اينکار ( ISAF ، تورنادو و OEF ) و همدستي و حمايت از آمريکا که مقصر اصلي است، براي آلمان نيز معاونت در تقصير بحساب آمده، به لحاظ حقوقي قابل تعقيب مي باشد.

با توجه به مطالب گفته شده در بالا قاعدتاً مي بايست براي آلمان ممنوع باشد که پارلمان اين کشور موسوم به بوندس تاگ به تقاضاي دولت براي تمديد مأموريت ارتش آلمان در افغانستان مهر تأييد زند، چرا که اينکار از تداوم استفاده از تسليحات داراي اورانيوم حمايت مي کند. بويژه با استفاده از هواپيماهاي ويژه مراقبت و تجسس تورنادو. اينکه همين آقاي شتروک در نقش جديدش، در مقام رياست فراکسيون حزب سوسيال دموکرات SPD در پارلمان فعلي آلمان فراکسيون مزبور را شديداً تحت فشار قرار داده است تا که آنها مأموريت هواپيماهاي تورنادو را تمديد نمايند، اين ديگر نهايت گستاخي وي را مي رساند.

اقدامات آتي مجلس آلمان

با توجه به موارد فوق، مجلس آلمان مي بايست بدواَ لايحه مربوط به تورنادو ها براي ISAF را دقيقاً مورد بررسي قرار دهد و بدون اينکه کوچکترين فشاري از جانب فراکسيونها بر نمايندگان مجلس وارد گردد، به آنها اين امکان داده شود که وجدان خويش را حاکم کرده، در آن مورد تصميم گيري نمايند.

هواپيماهاي تورنادو و دستجات ISAF را دولت آلمان فقط در صورتي حق دارد مجدداً به کار گيرد که دقيقاً معلوم باشد که بمباران متعاقب عمليات اکتشافي توسط تورنادوها

·       فاقد تسليحات اورانيوم دار بوده،

·       بمب ها بر سر افراد غيرنظامي ريخته نشوند،

·       يک بررسي مطمئن علمي از آثار ذکر شده در باره تسليحات اورانيوم دار توسط مؤسسات متعدد رسمي صورت گيرد که لااقل يکي از آنها از جانب سازمان ملل متحد و غير وابسته به دولتها بوده و بعلاوه بررسي ديگري نير توسط مرکز تحقيقات آلمان براي محافظت از تشعشعات انجام شود،

·       اين موضوع توسط پيمان ناتو مورد بررسي قرار گيرد و نيز توسط اتحاديه اروپا و سازمان ملل دنبال شده و با اتخاذ اقدامات لازمه تا ماه آوريل 2008 صورت گرفته باشد،

·       اقدامات احتياطي قابل کنترل و مشمول تنبيه براي تحقق ممنوعيت استفاده از مهمات اورانيوم دار در کليه فعاليت هاي پيمان ناتو بعمل آيد،

·       اقدامات تنبيهي براي بکار گرفتن اينگونه تسليحات در آتيه به تصويب رسند،

·       اقدامات لازمه براي جبران زيانهايي که از اين جهت بدان ملت ها و نيز به نفرات ارتش وارد آمده در کوتاه مدت بعمل آيد،

 

ديگر لازم نيست بدين نکته نيز اشاره شود که هر عضوي از اعضاء مجلس آلمان که تمديد مأموريت هواپيماهاي تورنادو- TSAF را مورد تأييد قرار دهد، در جناياتي که در افغانستان صورت مي گيرند مقصر بوده و اينکار بدون شکّ برنامه ريزي براي اقدامات آتي مي باشد (ايالات متحده در جنگ هوائي عليه ايران)

_____________________

(1) برگرفته از مجله Zeit-Fragen شماره 41، مورخ 11.10.2006، ص 9 و از "امراض بررسي نشده و برنامه هاي جنگ راديواکتيو" در مجله Croatian Medical Journal ، (5)44، صص 520-532 از سال 2003 با استفاده از ترجمه Zeit-Fragen.



مأخد:    http://www.zeit-fragen.ch/ausgaben/2007/nr40-vom-8102007/struck-skandale/   
انتشار مقاله اصلي به تاريخ
08.10.2007
در باره نويسنده

حميد بهشتي  يکي از همکاران تلاکسکالا، شبکه ترجمه بخاطر حفظ تنوع گويش، مي باشد. اين ترجمه ميتواند مورد استفاده قرار گيرد، مشروط بدانکه در آن تغييري داده نشده و هم مأخذ و نويسنده و هم مترجم و مصحح آن قيد گردند.

http://www.tlaxcala.es/pp.asp?reference=4037&lg=fa :نشاني اين نوشتار در سايت تلاکسکالا
  


امپراطوري: 01/11/2007

 
 چاپ چاپ 

 ارسال ارسال

 
بازگشتبازگشت 

 tlaxcala@tlaxcala.es

زمان پاريس  20:45