HOME تلاكسكا
شبکه ترجمه براي حفظ تنوع گويش
مانيفست تلاکسکالا   مـــا  دوستان تلاکسکالا  جستجو 

جنوبي تر از مرز  آمريکاي جنوبي و جزائر غرايب
امپراطوري موضوعات جهاني
کنعان فلسطين و اسرائيل
امّت جهان عرب، اسلام
در شکم نهنگ اکتيويسم در مادرشهرهاي امپرياليستي
صلح و جنگ آمريکا، اتحاديه اروپا، ناتو
آقريقاي مادر  قارّه آفريقا، اقيانوس هند

ناحيه طوفاني  آسيا، اقيانوس آرام
کالوليدودفتر خاطرات يک پرولو/مستضعف
بخارات معنوي  فرهنگ ، ارتباطات
موضوعات فراتر  
گزارشات تلاکسکالي بترتيب تاريخ  
مفاهيم تلاکسکالا لغت معني، فرهنگ، نقشه
گالري 
کتابخانه نويسندگان 
آرشيو تلاکسکالا  

07/08/2020
Espaٌol Français English Deutsch Português Italiano Català
عربي Svenska فارسی Ελληνικά русски TAMAZIGHT OTHER LANGUAGES
 
اسلام و سياست از نظر محمد مجتهد شبستري

حکومتی بايد که به دين وابسته نباشد


نويسنده
محمد مجتهد شبستريMohammad Mojtahed SCHABESTARI

مترجم
احميد بهشتي


 مصاحبه با روزنامه آلماني زود دويچه سايتونگ

 

رابطه ميان حکومت و دين از موضوعات اساسي اسلام مدرن به شمار ميرود و محمد مجتهد شبستري که از روحانيون ايران مي باشد، دهها سال در اين زمينه انديشيده است. 

 

 

روزنامه زود دوچه: ناقدين سرشناسي مانند نجله کِـلِک و اَيان هيرزي علي يا نويسنده اي بنام رالف جيوردانو بر اين نظراند که اسلام به دموکراسي ، حقوق بشر و بويژه به حقوق زنان کوچکترين ربطي ندارد.

محمد شبستري: اين را من نميتوانم بپذيرم. شريعت که حقوق مربوط به اخلاق اسلامي است، به اصلاحات نيازمند است؛ اين سخن درستي است. اما اين بدان معنا نيست که براي دست يافتن به عدالت بيشتري از جمله براي زنان اسلام کنار گذاشته شود. تمامي اديان مشمول تحول بوده اند. چرا اسلام از اين قائده مستثناء شود؟

-        ميدانيم که در مراکش در سال 2004 قانون خانواده ي مترقي اي به تصويب رسيد. اما در بسياري از کشورها، از جمله در ايران، هيچ اصلاحاتي صورت نمي گيرند، نه در حقوق خانواده و نه در حقوق جزائي.

-        اين صحت دارد، حتّا گاهي عقب گرد نيز مشاهده ميشود. اما اين بدان معنا نيست که نظام حقوقي اصولاً اصلاح ناپذير باشد. اينکه اصلاحات به ميزان کافي به پيش نمي رود دلائل سياسي دارد. قدرتمندان بزرگترين مانع اينگار اند.

-        در کشورهائي که بعنوان امپراطوري مسيحي، حکومت يهودي يا جمهوري اسلامي معرفي شده باشند، وابستگان ساير اديان خود بخود از حقوق عامّه برخودار نيستند.

-        اين صحّت دارد، اما آيا مسلمانها حتماً بايد حکومت خود را بعنوان حکومت اسلامي اعلام کنند؟ آنها اين امکان را نيز دارند که براي خود يک حکومت دموکراتيک ايجاد کنند، حکومتي که بر حقوق بشر  متّکي باشد. بايد ديد که خواست آنها چيست و اين موضوع به دين ربطي ندارد. و اصلاً بايد ببينيم مقصود از نظام اسلامي چيست؟

-        در اين مورد چندين نمونه وجود دارد.

-        من هرگز از حکومت اسلامي حرف نزده ام. اينکه ملّتي متشکل از مسلمانان باشد که به خدا ايمان داشته باشند، نماز بخوانند، روزه بگيرند و به اخلاق اسلامي عمل کنند، بدين معنا نيست که نظام سياسي آنها حتماً مي بايد يک نظام سياسي ديني باشد. مهم اينست که زندگي اسلامي داشته باشند، اما اينکه آنها سياست و اقتصادشان را چگونه سامان دهند، اين را بايد در هر مقطع تاريخي، با بکار گرفتن خرد خويش ترتيب دهند.

-        چرا تحول و مدرنيزه کردن کشورهاي اسلامي اينقدر مشکل است؟

-        زيرا قدرتمندان اين کشورها نيازي بدين کار ندارند. من نميدانم چرا کشورهاي غربي مسلمانها را با حکومتهايشان يکي مي گيرند. ملل مسلمان مخالف اصلاحات نيستند. در اين کشورها حاميان اصلاحات بسيارند. اما قدرتمندان با آن مخالف اند. زيرا اصلاحات به معني قرائت جديد از اسلام است و به معني به روز کردن زندگيست، به معني اصلاح حقوق انسانهاست و اين اصلاحات به نفع قدرتمداران نخواهد بود.

-        استدلال روحانيون محافظه کار بر اين مبناست که قرآن کلام خداست و معني آن ثابت است. آيا گشودن مجدد باب تفسير مجاز مي باشد؟

-        بله، حتّا اينکار ضرورت نيز دارد. بسياري از روشنفکران مذهبي با سختگيري و انجماد ديني مخالف اند. به باور ما کار تفسير قرآن پايان پذير نيست. بسياري از آيات مي بايست به لحاظ تاريخي فهميده شوند زيرا موضوع آنها دستوراتي مي باشند که در زمان نزول آيه پسنديده و عادلانه بوده اند. براي مثال حضرت محمد موقعيت زنان و بردگان را بهبودي بخشيد. بهمين لحاظ نيز ما بايد براي درک روح تعاليم اسلام انديشيده و با فکر خودمان تشخيص دهيم که امروز چه رفتاري عادلانه است و اين مخالفت با قرآن و پيامبر نيست. بعبارت ديگر: مسلمانها نبايد قرآن را لغت به لغت معنا کنند.

-        آيا روزي فرا خواهد رسيد که اصلاح طلبان و بنيادگرايان اختلافات خود را با خشونت حل کنند؟

-        نه، اما بيم من از اينست که کارهائي که در برخي از کشورها صورت مي گيرند به ميليونها مردم مسلمان نسبت داده شود.

-        به برداشت کشورهاي غربي در کشورهاي اسلامي اصلاح طلبان هم وجود دارند، اما آنها از قدرت لازم برخوردار نيستند.

-        اين دو دليل دارد. اولا محافظه کاران ميخواهند قدرت را در دستان خود نگاه دارند. و ثانيا بنيادگرايان غربي احتياج به دشمن دارند. اين دو امر يکديگر را تقويت مي کنند و در اين ميان روشنفکران مذهبي و اصلاحگران را مي فرسايند.

-        در ايران زنان روز به روز بيشر  به تحصيل علوم ديني رو مي کنند، زيرا ديگر آنها حاضر نيستند اين کار را در انحصار مردان بگذارند.

-        اين زنان تأثير بسزائي خواهند داشت. امروزه در تهران مساجد بسياري هست که سخنرانان آنها علماي زن اند.

-        آيا زنان آزاده تر از مردان هستند؟

-        نه، غالبا چنين نيست. اما اينکه زنان سخنراني مذهبي مي کنند، خود يک گامي است. اگر زنان در اجتماعات به سخن گفتن بپردازند و نقشي را به عهده گيرند، از زنان محافظه کار آدمهاي آزاده درست مي شوند. مهم اينست که آنها از خانه هايشان بيرون آيند. حاکمين بنيادگرا در کشورهاي مسلمان دو مخالف عمده دارند: زنان و جوانان. در صورتيکه زنان در منازل بمانند، مردسالاري برجا ميماند و نيز تماميت طلبي. اين دو به همديگر وابسته اند. اگر زنان به حقوقشان برسند، تماميت طلبي به کنار ميرود.

-        برخي از روحانيون ايران از کار سياست عقب نشيني مي کنند، زيرا عقيده دارند که دين بايد مجدداً دين بوده و نبايد وسيله قدرت گردد.

-        اين فکر که دين چيزي به غير از حکومت است امروزه طرفدار بسياري دارد. اما اين بدان معنا نيست که اين روحانيون خواهان جدائي دين از سياست باشند. آنها ميخواهند دين از حکومت جدا باشد. دين ميتواند خواسته هائي را در پيش روي سياست بگذارد، اما مهمّ اينست که دين و حکومت از همديگر جدا باشند.

-        يعني حکومت سکولار بوده از حاکميت دين خارج باشد؟

-        البته، اما سکولار به معنائي که در غرب فهميده ميشود و سکولار به معنائي که در اسلام معني مي دهد دو چيز متفاوت اند. دين در کشورهاي مسلمان داراي نفوذ بسيار بوده، نقد دولت و قدرت از ارزشهاي مذهبي نشئَت ميگيرد. در حاليکه در غرب شمار اندکي از انسانها سياست را با انگيزه هاي مذهبي مورد انتقاد قرار مي دهند

-        آيا اين تفاوتي که شما قائل هستيد در عين حال ارزيابي شمانيز مي باشد يا اينکه اين تشخيص شماست؟

-        حالت دوم مورد نظرم است. در کشورهاي غربي دين نقشي بازي نمي کند، اين يک واقعيت تاريخي است. من بعنوان مسلمان با طيب خاطر سياست را از نظر مذهبي مورد نقد قرار مي دهم. نبايست انگيزه هاي مذهبي را تحقير کرد.

-        تفاوت انگيزه هاي مذهبي و غيرمذهبي در نقد سياست در چيست؟

-        ايمان مانعي است بر سر راه پوچ گرائي.

-        آيا اعضاء القاعده مؤمن اند يا پوچ گرا؟

-        کردار آنها با ايمان جور در نمي آيد. بسياري از دانشمندان آنها را مورد تجزيه و تحليل قرار داده و به اين نتيجه رسيده اند که آنها زندگي را عبث مي يابند. يک انسان مؤمن نمي تواند تروريست باشد.

 

مصاحبه گر: اليزابت کيدرلـِـن



  Süddeutsche Zeitung, Seite 14 : مأخذ

انتشار مقاله اصلي به تاريخ
24.10.2007
در باره نويسنده

جميد بهشتي يکي از همکاران تلاکسکالا، شبکه ترجمه بخاطر حفظ تنوع گويش، مي باشد. اين ترجمه ميتواند مورد استفاده قرار گيرد، مشروط بدانکه در آن تغييري داده نشده و هم مأخذ و نويسنده و هم مترجم و مصحح آن قيد گردند.

http://www.tlaxcala.es/pp.asp?reference=3987&lg=fa :نشاني اين نوشتار در سايت تلاکسکالا


امّت: 26/10/2007

 
 چاپ چاپ 

 ارسال ارسال

 
بازگشتبازگشت 

 tlaxcala@tlaxcala.es

زمان پاريس  17:13