HOME تلاكسكا
شبکه ترجمه براي حفظ تنوع گويش
مانيفست تلاکسکالا   مـــا  دوستان تلاکسکالا  جستجو 

جنوبي تر از مرز  آمريکاي جنوبي و جزائر غرايب
امپراطوري موضوعات جهاني
کنعان فلسطين و اسرائيل
امّت جهان عرب، اسلام
در شکم نهنگ اکتيويسم در مادرشهرهاي امپرياليستي
صلح و جنگ آمريکا، اتحاديه اروپا، ناتو
آقريقاي مادر  قارّه آفريقا، اقيانوس هند

ناحيه طوفاني  آسيا، اقيانوس آرام
کالوليدودفتر خاطرات يک پرولو/مستضعف
بخارات معنوي  فرهنگ ، ارتباطات
موضوعات فراتر  
گزارشات تلاکسکالي بترتيب تاريخ  
مفاهيم تلاکسکالا لغت معني، فرهنگ، نقشه
گالري 
کتابخانه نويسندگان 
آرشيو تلاکسکالا  

21/04/2014
Espaرol Français English Deutsch Português Italiano Català
عربي Svenska فارسی Ελληνικά русски TAMAZIGHT OTHER LANGUAGES
 

خطر جنگ نومحافظه کاران آمریکائی علیه ایران وچگونگی دورنمای ثبات


نويسنده
Mohssen MASSARRAT محسن مسرت

مترجم
احمد احقري


 

مصاحبه با مجله " دویچه میلیتر سایتونگ "  

توضيح: پس از انتشارمصاحبه در مجله د.م.س. با تذکر دوستان از موضع واقعی اجتمائی این مجله با اطلاع گردیدم. بدین روال د.م.س. بر خلاف آنچه که مدیر هیذت تحریریه آن گفته مدعی بود یک مجله راست محافظه کار نیست بلکه یک مجله راست افراطی است. طبیعی است که در صورت اطلاع اینجانب از خط سیاسی آن قطعا از انجام مصاحبه خود داری میکردم . اما اکنون که اصل آلمانی مصاحبه انتشار یافته و همزمان نیز ترجمه آن آماده شده بود و اینجانب اهمواره با کلیه مفاد آن توافق کامل دارم با توجه به اهمیت  پیامهای محتوی آن متن مصاحبه را در اختیار علاقه مندان قرار دهم.

 

د.م.س.: آقای پروفسور مسرت، ويليام فالون، فرمانده ارشد نظامی ايالات متحده در خاور نزديک، تنها پس از يک سال به طرز غيرمترقبه ای از سمت خود استعفاء داد. ظاهرا علت اقدام او، سياست ايالات متحده آمريکا درقبال ايران است. درياسالار فالون با تاکيد بر اهميت ديپلماسی، دولت واشنگتن را با اين عنوان که "تفسيرهای جنگ طلبانه عموما کمک ويژه ای به حل مشکل نمی کنند"، مورد نکوهش قرار داد. اين اقدامِ يک مقام بلند پايه ارتش ايالات متحده را چگونه می توان ارزيابی کرد؟

 

مسرت: صادقانه بايد گفت که اين نشانه بدی است، چرا که بدون اهداف واقعی جنگ طلبانه ايالات متحده آمريکا چنين اقدامی بی معناست.

 

د.م.س.: معتقدهستید که جنگی بر عليه ايران واقع بینانه باشد؟

 

مسرت: بسياری، از جمله خود من، پس از انتشار گزارش مشترک 16 سازمان اطلاعاتی و امنيتی آمريکا در نوامبر سال قبل، که بر اساس آن هرگونه دليلی برای جنگ را از چنگ دولت آمريکا ربوده بود، نفس راحتی کشيدند. با اين وجود اسرائيل فورا شک خود را به آن ابراز نمود. بوش و چِنی ماه ها سکوت اختيار کردند، آشکارا به فراموشکاری مردم تکيه زدند ولی اکنون باز با صدای بلند بر طبل جنگ می کوبند. تا ماداميکه اين ها بر مقدرات آمريکا حاکمند، جنگ با ايران را نمی توان منتفی دانست. اين موضوع به اعتقاد من برای رياست جمهوری مک کين هم صادق است. حد معقولی از هشدار و آماده باش ضروری است، تا اگر قرار است جنگی بشود، بتوان به موقع از آن جلوگيری کرد. علاوه بر نقشه های قديمی نومحافظه کاران که می خواهند تعويض حکومت ايران را هم از طريق جنگ به انجام برسانند، دليل تازه ای نيز در زمينه سياست داخلی به آن اضافه شده است، منظورم باراک اوباما است. تصور کنيد اسرائيل به مناسبت پرتاب اولين سفينه ايران به فضا در تابستان آينده، با شعار مردم پسند "دیگر صبر کافی است" ابتدا به تنهايی به بمباران تجهيزات اتمی، موشکی و سايت های پرتاب موشک بپردازد و دولت ايران با ضربات متقابل واکنش نشان دهد. آن وقت است که بوش و چِنی با طرح اینکه آمریکا نباید متحد خود را تنها بگذارد به سهم خود  وارد کارزار شوند  نومحافظه کاران به اين ترتيب نه تنها به آرزوی  دیرینه خود دست می يابند، بلکه همزمان با اين هدف  موفق میشوند با ایجاد جو جنگ علیه ایران وتحیج احساسات ناسیونالیستی  از موفقیت باراک اوبامای ضد جنگ هم جلوگیری کنند.  

 

د.م.س.: بهانه اصلی کشمکش ایران وآمریکا  برنامه اتمی ايران و همچنين تعبيرات ضداسرائيلی رئيس جمهور ايران محمود احمدی نژاد است. به نظر شما دو عامل نامبرده تجهيز کلامی و نظامی عليه ايران را توجيه می کند؟

 

مسرت: به اعتقاد من، خيلی سخت. بيش از هر چيز به نظر می رسد اين ها بهانه ای هستند برای راه اندازی جنگی تازه در خاورمیانه . به عنوان مثال سلاح های هسته ای پاکستان، که در حال حاضر موجودند، با گشاده رويی از سوی ايالات متحده پذيرفته شده اند در حالیکه اين  سلاح ها برخلاف برنامه اتمی ايران  هم اکنون خطری جدی برای منطقه می باشند. دليل تدارک جنگ عليه ايران در حقيقت قبل از هر چيز آرزوی نومحافظه کاران ايالات متحده آمريکا برای تعويض رژيم ايران است، تا از اين راه "مخل نظم و آرامش" را از منطقه بزدايند.

 

د.م.س.: شما به زرادخانه سلاح های اتمی پاکستان اشاره کرديد، که البته هنوز در دست متحد آمريکا، پرويز مشرف می باشد. کشور تحت تاثیر نا آرامیهای  داخلی میباشد. آيا احتمال اين خطر وجود دارد که تسليحات هسته ای پاکستان به دست نيروهايی بيفتد که کمتر می توان به آنها اعتماد نمود؟

 

مسرت: به هيچ وجه نمی توان این مورد را از مد نظر دور نمود، چون مشخصا در دستگاه نظامی پاکستان نيروهای راديکال اسلامی نفوظ  دارند.

 

د.م.س.: شما معتقديد که ايران خطری برای منطقه خاور میانه و  نزديک و نيز "دنيای غرب" می باشد؟

 

مسرت: ايران در حال حاضر تنها قدرت باقی مانده در منطقه است که به ساز آمريکا نمی رقصد. اين کشور با مسامح سلطه جويانه آمريکايی ها برای کنترل کامل منابع زيرزمينی و راه های انتقال نفت و گاز به اقصی نقاط جهان مقابله می کند. ايران حتا در موقعيتی است که قادر است در اتحاد با تعدادی از کشورهای ديگر نفت خيز در منطقه،نقش دلار را به عنوان ارز معاملات نفتی با خطرات جدی مواجه سازد. البته جايز نيست به خطر افتادن منافع سلطه جويانه آمريکا را با به خطر افتادن منافع دنيای غرب يکی دانست! به عنوان مثال ارز تجاری قوی ديگری مانند يورو قادر است در کنار دلار نقش ثبات دهنده ای برای اقتصاد جهانی داشته باشد، حتا برای اقتصاد معیوب  ايالات متحده، چرا که اقتصاد ملی آمريکا تنها به لطف دلار به عنوان ارز راهبر،  توانسته به رحمت ثمرات  اقتصاد ملی ديگر کشورها از راستای وام عملا بلاعوض  خود را سرپا نگهدارد. از اين رو نفع جامعه بين المللی ايجاب می کند که اقتصاد ملی ايالات متحده به جای مقروض شدن مستمر و افت ارزش دلار، از طريق توانمندی های خود رونق داشته باشد. شايد وقتی باراک اوباما از "تغيير" حرف می زند و سعی می کند با شعار "ما می توانيم از پسِ آن برآييم"، آمريکائیها را امیدوار کند، همين منظور را داشته باشد.

 

د. م. س.: از ديدِ شما چه نظر دقيقی می توان درباره برنامه اتمی ايران داشت؟

 

مسرت: ايران يک قدرت متوسط منطقه ای است و با توجه به ظرفيت ضربه اولی هسته ای اسرائيل، در يک تنگنای امنيتی جدی به سر می برد. اين مشکل هيچ ربطی به رژيم کنونی ايران ندارد و هر دولت ديگری در ايران نیز بايستی با اين مسئله دست و پنجه نرم کند. در اصل برای ايران تنها دو راه وجود دارد: اول تدارک يک برنامه هسته ای به منظور ايجاد ظرفيت  ضربات ثانويه هسته ای و يا اقدام برای ايجاد يک منطقه خالی از تسليحات اتمی، که اين البته شامل سلاح های هسته ای اسرائيلی نيز خواهد بود. دولت ايران آشکارا راه نخست را برگزيده است و همان راهی را می رود که اسرائيل بدون مزاحمت و مشکلی، و بدون توجه به قرارداد NPT، اينک مدت قريب چهل سال است که در آن گام بر می دارد. البته نباید این نکته بسیار مهم را ازمد نظر دور داشت  که

الف – ایران بعنوان واکنش به همان کاری دست می زند که اسرائيل مشغول به آن است و

ب- برخلاف اسرائيل دستکم در ظاهر کوشش دارد  اقدامات خود رابا NPT همسو کند .

البته ایران بدینوسیله در وضع پارودوکسی قرارمیگیرد زیرا بجای دلائل امنیتی  که بیشتر مورد قبول دنیاست برای توجیح برنامه اتمی خود به دلائل غيرنظامی متوصل میشود.

 

د. م. س.: به چه دليل اين پارادوکس است ؟

 

مسرت: از ديدگاه من جمهوری اسلامی در این راستا حرکت میکند که در نهايت امر، بدون نقض NPT   توانايی در ساخت بمب اتم را بدست آورد. پنهان کردن  مقاصد نظامی در پس پرده استفاده صلح آميز از انرژی اتمی اساسا امکان پذير است. مشکل اين است که هيچکس در جهان نياز ضروری ايران به انرژی اتمی را  باورندارد. ايران از منابع سرشار انرژی فسيلی بهره مند است و اين امکان را هم دارد که نياز فزاينده خود به انرژی را از راه  کاربرد فن آوری های مربوط به انرژی های بازيابنده برطرف نمايد. به اين ترتيب اين سوء ظن که ايران از برنامه هسته ای خود اهداف ديگری را دنبال می کند، به سختی برطرف می شود. اگر ايران مشکل تنگنای امنيتی خود را طرح می کرد، افکار عمومی جهان اين موضوع را بهتر درک می کردند و امکان آن ميسر می شد که اين مبحث را در سطح ديگری به پيش برد. خسارات وارده  نقض NPT به مراتب کم تر از خسارات کنونی خواهد بود، که ایران به دلیل غيرقابل باور بودن ادله ا ش برای پيگيری برنامه اتمی خويش تقبل میکند.

 

د. م. س.: ايا حمله نظامی به ايران هم مانند حملات سابق به افغانستان و عراق خواهند بود؟

 

مسرت: نقشه هايی با جزئيات در واشنگتن موجودند که به ايران از طريق هوايی حمله شود. موضوع بر سر اين است که از ايران امکان ضربات واکنشی سلب شود. از محافل نزديک به پنتاگون آشکار شده که بدین منظور بیش از  2000 هدف تخریبی درسراسر  ايران تعین شده اند.

 

د. م. س.: اهداف نظامی؟

 

مسرت: نه فقط. حملات می بايستی نه تنها ايران را از يک قدرت متوسط در منطقه، بلکه به عنوان يک دولت توانمند ساقط کند. اين طرح شامل حمله به فرودگاه ها، راه ها، نيروگاه ها و تصفيه خانها ی آب نیز میشود. در چنين طرحی خسارات باصتلاح جنبی يعنی قتل مردمان بیگناه  نيزآگاهانه در برنامه ریزی و محاسبات نظامی  قرار داده شده اند.

 

د. م. س.: اين با استراتژی آمريکايی ها در عراق بی شباهت نیست. آيا ارتش ايران هم به همان سرعت ارتش عراق فرو می ريزد؟

 

مسرت: من در اين باورم که ارتش ايران در موقعيتی است که بتواند برای مهاجمين مشکلات اساسی ايجاد کند. و نقشه های پنتاکون را برهم زند. اين هم ممکن است که ارتش ايران پس از نخستين ضربه های هوايی اجبارا  به تامین احتیاجات ظروری مردم عادی مشغول شود. تصورکنید نيروگاه های  برق تهران، ذخاير آب و تصفيه خانه ها  همه در همان ابتدای حملات هوايی نابود میشوند. در این صورت  نيروی دفاعی نظامی عملا فلج می شوند.  درست به همين خاطر است که در حملات احتمالی، مراکز غيرنظامی  در ابتدا هدف  اصلی جنگ احتمالی قرارخواهند گرفت.

 

د. م. س.: پس از ورود نيروهای جنگی ايالات متحده به بغداد بسياری از عراقی ها به آمريکا به عنوان ناجی آن ها از سيطره رژيم صدام حسين خوش آمد گفتند. آيا چنين صحنه هايی هم در تهران قابل تصور است؟

 

مسرت: من آن را قابل تصور نمی دانم. به يقين می توان گفت که اکثريت قابل توجهی از ايرانی ها در صورت جنگ از رژيم فعلی حمايت خواهند کرد. حتا منتقدان به دولت هم در صورت تجاوز به کشورهمين کار را خواهند کرد.

 

د. م. س.: چگونه به اين نتيجه می رسيد؟

 

مسرت: می توان در اين مورد به گذشته مراجعه کرد. پس از حمله صدام حسين به ايران در سال 1980 دنيا بر اين باور بود که ارتش ايران به خاطر انقلاب اسلامی که دو سال قبل از آن روی داده بود، در وضعيت روخی تخريب شده ای به سر می برد. تعداد زيادی از ارتشيان هنوز از هواخواهان سلطنت در دوره شاه بوده و ازاين رو از زمره  مخالفين جمهوری اسلامی محسوب می شدند. علیرغم این مسئله  ارتش از تماممیت ارضی کشور دفاع نمود وتوانست  حمله عراقی ها را که توسط ايالات متحده با پول و اسلحه وافر پشتيبانی می شد، دفع کند. در صورت حمله آمريکا و اسرائيل هم طور ديگری نخواهد شد.

 

د.م.س.: جمهوری فدرال آلمان چه نقشی در نزاع ايران ايفا می کند؟

 

مسرت: متاسفانه آلمان نقش ظاهرا يک تماشاچی بی عمل و خنثی را بازی می کند.  ولی در عمل دولت آلمان همواره از سياست دولت بوش که در پی ايجاد محاصره های شديدتر اقتصادی عليه ايران میباشدند، حمايت کرده و در راه همراهی و بعضا  اجرای آن ها نيز حتی مبتکر شده است  چنين سياستی ناشی از سادگی گرائی بيش از حد برلين است. در واقع امر می بايستی مغزهای باهوش و متفکری همچون فرانک والتر اشتاين ماير از مدت ها قبل درک کرده باشند که طرح مشکل اتمی ايران از سوی آمريکا همانند طرح سلاح های کشتار جمعی عراق، يک بهانه جنگی بيش نيست.

 

 

                                            Stop war on IRAN

 

د.م.س.: چه عواقبی می تواند به نظر شما حمله نظامی عليه ايران در منطقه داشته باشد؟

 

مسرت: منطقه  به يک دوره بی ثباتی درازمدت وارد می شود. ايران با يک دولت مرکزی ديگر موجوديت نخواهد داشت، آنطور که ما در افغانستان يا عراق.مشاهده میکنیم شاید با هرج ومرج بیشتر.

 

د.م.س.: ، به نظر شما ايالات متحده آمريکا از کدام يک بيش تر نفع می برد، از يک منطقه باثبات يا بی ثبات؟

 

مسرت: می خواهم باز به نمونه عراق بپردازم. از بی ثباتی در عراق در حال حاضربطور عمده مجمع نظامی صنعتی، شرکتهای بزرگ ساختمانی  و صنايع نفت ايالات متحده از طريق قرارداهای کلان پس از ورود ارتش آمریکا به عراق ذینعند  بسياری از نومحافظه کاران آمريکايی مانند ديک چِنی و کوندوليزا رايس با اين بخش از صنايع پيوندهای  تنگاتنگی دارند. اين سياست غيرمسئولانه و حتا جنايتکارانه برای منافع تعدادی قليل به نظر من با منافع درازمدت مردم آمريکا و دنيای غرب به شدت در تناقض قراردارد.. هزينه های جنگی نه تنها به طور مستقيم اکثريت مردم آمريکا را تحت فشار قرار می دهد، بلکه با افت ارزش دلار به کشورهايی هم مانند چين، ژاپن و اتحاديه اروپا، که  مقدار متنابهی دولار در اختیار دارند، فشار وارد می کند. اين واقعيت را هم بايد در نظر داشت که چنين تقسيم بی توازنی که به نفع دسته ای از شرکتهای بزرگ آمريکايیِ در پيوند با دولت  است، به طور درازمدت پايدار نخواهد ماند علیرغم این واقعیت نو محافظهکاران مسلط در واشنگتن این باور را دارند که  با بی ثبات سازی و فروريزی کشور چندمليتی ايران  منافع مجمع صنعتی نظامی آمريکا از راه چرخه مطمئنِ تبديل دلارهای نفتی ایران وکل منطقه به تسليحات صادراتی ، برای سال ها و دهه های آتی تضمين خواهد شد.

 

 د.م.س.: چه نقشی اسرائيل در اين نزاع دارد؟

 

مسرت: از ديد استراتژيک اسرائيل مطمئن ترين سنگر آمريکا در منطقه است. البته اين وابستگی متقابل می باشد. آمريکا برای اسرائيل يک متحد مهم و حياتی است که بدون کمک های مستمر نظامی و مالی آن پابرجا نخواهد ماند. از سوی ديگر آمريکا به اسرائيل به عنوان يک سنگر استراتژيک در خاورميانه و نزديک برای پيشبرد تلاش های  سلطه جويانه خود در منطقه نياز دارد. با تغيير حکومت در ساير کشورهای متحد آمريکا (مانند ايران پس از سقوط رژيم شاه) امکان تبديل هم پيمانان به دشمن وجود دارد، در اسرائيل اما هر نوع دولتی هميشه هم پيمان آمريکا خواهد ماند.

 

د.م.س.:  عملکرد ايرانيان را چطور ارزيابی می کنيد؟

 

مسرت: ایران با یک  دید واقعبینانهه از ميدان عمل بالقوه گسترده تری  برخورداراست از آنچه امروزدر عمل پیداستت.. قبل از هر چيز، علت آن است که دولت فعلی ايران هم مانند قدرت های غربی، اهداف کوتاه مدتی را پيگيری می کند، زيرا در پيش گرفتن راستای امنیت هسته ای به هيچ عنوان قادر نيست چشم اندازی برای صلح بگشايد. اين مسير به طرزی  مکمل همان نقشه های جنگی و ثبات شکن نومحافظه کاران آمريکائی است. از نظر من دکترين ايجاد امنيت از راه سلاح های بيش تر،  بيانگر طرز فکر خطرناکی است. دکترين امنيت برپايه تسليحات و قدرت هر چه بیشتر با توجه به تجربه تاریخی دو جنگ جهانی  اعتبار خود را از دست داده است .

 

د.م.س.: هم اينک در افغانستان 3000 سرباز ارتش جمهوری فدرال مستقرند. آيا جنگ احتمالی با ايران تاثيری بر وضعيت امنيتی آن ها خواهد گذارد؟

 

مسرت: به قطع و يقين! برآورد من اين است که در تمام منطقه هرج و مرج دامنگير می شود. تمام کشورهای هم پيمان آمريکا که سربازانی در افغانستان يا عراق مستقر کرده اند، هم با شرايط تازه ای مواجه خواهند شد و با تلفات جانی بيش تری بايد حساب کنند. آلمان هم همينطور.

 

د.م.س.: در جنگ رسانه ای عليه ايران از سوی غرب همواره موضوع وضعيت حقوق بشر در ايران طرح می شود، به ويژه اصطلاح تازه "فاشيسم اسلامی" که در رسانه های آلمانی هم از آن به راحتی استفاده می شود. در اين مورد چه می توان گفت؟

 

مسرت: اين به نظر من تحولی جنجال برانگيز و بيانگر سقوط اخلاقی اين رسانه هاست. قابل اثبات و رديابی است که اين مفهوم محصولی ازمحافل فکری آمريکايی-اسرائيلی است، و همان طور که به درستی متوجه شده ايد، مدت هاست که به حوظه  مطبوعاتی آلمان هم سرايت کرده است. نشرياتی مانند دی سايت، اشپيگل و يا روزنامه فرانکفورترآلگماينه هم از انتشار اين اصطلاح بی معنا دريغی ندارند. با اين اصطلاح اين فکر در اذهان تلقين می شود که دولت های اسلامی، بالقوه دولت های فاشيستی هستند.

 

د.م.س.: به نظرتان اين تلقين با چه هدفی صورت می گيرد؟

 

مسرت: به اين قصد که با مراجه به احساسات  ضد فاشيستی  دمکراسی های غربی را به "واکنش" و عمل دعوت نمايند، چرا که بر عليه فاشيسم کاربرد کليه وسايل و امکانات، از جمله ابزار نظامی، هم مجاز است. سلسله جنبان اين به اصطلاح فاشيسم جديد هم در تهران است. بسياری که اين مفهوم "فاشيسم اسلامی" را وارد و به آن جلا می بخشند، کم و بيش به  "راه حل نهايی مسئله ايران" را تبلیغ میکنند.. موضوع "راه حل نهايی" البته بی پرده مطرح نمی شود، ولی طنين امواج آن آشکارا قابل شنيدن است. اعجاب برانگيز آن است که اين اصوات مستقيما از سوی اسرائيل هم شنيده می شوند، که معنای آن بی کم و کاست عملابی رنگ جلوه دادن فاشيسم هيتلری از طريق قياس آن با ايران است. به اين وسيله برای توجيه جنايات تازه ای عليه کشورهای اسلامی از قربانيان هولوکاست سوء استفاده می شود. درحالیکه يهوديان، به ويژه در ايران به خاطر اعتقاداتشان آسيبی نديده اند. صدها سال يهوديان در جوامع اسلامی مشرق زمين در صلح و آرامش با يکديگر زندگی کرده اند، چيزی که اروپا ادعای آن را نمی تواند داشته باشد.

 

د.م.س.: آيا می توان در آينده جنگ هايی را انتظار داشت که از سوی غربی ها تحت لوای "ضدفاشيستی" انجام گیرند؟

 

مسرت: خاطرنشان می کنم که در حمله ناتو به يوگسلاوی در سال 1999 چنين استدلالاتی به چشم می خورد. بيش از همه يوشکا فيشر، وزيرخارجه، و رودلف شارپينگ، وزير دفاع اسبق آلمان در اين خط کار می کردند. اين هم نشانه ای است  از سقوط بی دغدغه اخلاق در سياست و مطبوعات. لذا بعید نیست  که در آينده هم ازما شاهد  تکرارچنین فاجعی باشیم.. با اين وجود نبايستی خيلی هم بدبين باشيم، برای تغيير، هيچ وقت دير نيست!

 

د.م.س.: چطور می تواند چنين چيزی صورت بگيرد؟

 

مسرت: از اين طريق که در چارچوب امکانات، صداقت و حقيقت گرايی را در سياست به کار بنديم.

 

د.م.س.:  اصولا مواضع حقوق بشری آمريکا تا چه حد  قابل باورند  با توجه به پيوندهای نزديک واشنگتن با سلاطين  پر زرق و برق ودور از دمکراسی پادشاهی های اسلامی مثل عربستان سعودی؟

 

مسرت: فکر می کنم که اين تناقض نيازی به تفسير ندارد. مطمئنا می توان به سير تحول دمکراسی در ايران انتقاد کرد. همينطور در مورد وضعيتی که در زمينه حقوق بشر در آن جا موجود است، سکوت جايز نيست. اما در قياس با عربستان سعودی ايران کشور دمکراتيکی است. همين طور جايز نيست که تحولات دو دهه اخير را که در آن اصلاح طلبان در ايران دست آوردهايی داشته اند، دور از نظر داشت. در هر صورت من ایران را آنطور که غرب به سیاهی میکشد استنادی نمیبینم 

 

روزنامه نظامی:  هارلن اولمن مشاور سابق دولت آمريکا در مصاحبه ای با روزنامه نظامی آلمان با اين نقطه نظر که ايرانِ مجهز به سلاح اتمی در منطقه ايجاد ثبات می کند، و نه بی ثباتی، موجب غافلگيری ما شد. او گفته خود را با ايجاد تعادل در برابر سلاح های هسته ای اسرائيل و رجعت احتمالی همسايگان ايران به سوی غرب مستدل ساخت. به نظر او در صورت مواجهه تسليحاتی با ايران خطر وقوع انقلاب های شيعه، به خصوص در بحرين، عراق و لبنان وجود دارد.

 

مسرت: بخشی از آن مورد تائيد من است. بديهی است که کاربرد سلاح، بی ثباتی زيادی با خود به منطقه خواهد آورد و قطعا امکان شورش شيعيان در سراسر منطقه، وجود دارد و بعيد هم نيست با غافلگيری های فراوانی همراه باشد. با اين وجود معتقد نيستم که ايران مسلح به اتم در درازمدت قادر به ايجاد ثبات باشد. اين می تواند، همان طور که اکنون توضيح دادم، تنها راه چاره ای کوتاه مدت و در عين حال بسيار خطرناک باشد. علاوه بر اين، انتخاب اين راه ممکن است به اين منجر شود که دولت های ديگر منطقه هم ضرورت تجهيز به سلاح هسته ای را برای خود تشخيص دهند. اين روند منجر به برپايی يک مسابقه تسليحاتی اتمی در منطقه خواهد شد، که به نوبه خود با در نظر گرفتن بسياری از نزاع های حل نشده، مانند آتشی زير خاکستر عمل می کند. برخلاف اين نظر، من از ايجاد يک منطقه خالی از سلاح های کشتار جمعی دفاع می کنم.

 

د.م.س.: شما منافع آلمان را در اين منطقه چگونه تعريف می کنيد؟

 

مسرت: قبل از همه موضوع بر سر انرژی است. منافع آلمان و اروپا در تامين تضمين شده انرژی است که اساسا در 40 تا 50 سال آتی هنوز با سوخت های فسيلی صورت خواهد گرفت. چرا در اين مورد نبايستی بر پايه همکاری و تجارت آزاد عمل کرد، همانند آنچه امروز بين اروپا و روسيه عمل میگردد؟ در اين جا دولت های اروپايی و قبل از همه آلمان بايد خودآگاهی به خرج داده و حساب خود را از منافع سلطه جويانه ايالات متحده جدا کرده و سياستی مبتنی بر همکاری و تجارت عادلانه با دولت های منطقه خاور ميانه و نزديک به کارببرند.

 

د.م.س.:  آلمان در سال های گذشته نام بسيار برجسته ای در دنيای اسلام داشته است. اما بخصوص بدلیل  شرکت در اشغال افغانستان باعث شد اعتبار خود را در منطقه به شدت کاهش دهد. آيا شما برای عادی سازی اين رایطه شانسی می بينيد؟

 

مسرت: صد البته. يک مثال مشخص می زنم: زمانی که گرهارد شرودر صدر اعظم سابق آلمان شرکت در جنگ عراق را به روشنی رد کرد و هم زمان ژاک شيراک رئيس جمهور فرانسه هم از مشارکت خود در اين جنگ سرباز زد، هر دوی آن ها در جهان اسلام  یکشبه به معتمدترین افراد اروپا تبدیل شدند!  ژيراک چند هفته بعد، از الجزاير، يعنی سرزمينی که هنوز با استعمارگر سابق خود فرانسه مشکل دارد، ديدار کرد. او در آن جا به خاطر سياستش بر ضد جنگ عراق از سوی چيزی قريب يک ميليون الجزیره ای  با استقبال بی سابقه وگرمی مواجه شد. همان طور که می بينيد، برای استقرار چنين روابطی هزگز دير نيست.

 

د.م.س.:  آيا شما امکان يک توافق صلح آميز در گیری ایران را  می بينيد؟

 

 مسرت: بله، يک امکان دشوار، ولی عملی میتواند اين باشد که جنبشی جدی  برای دورنمای امنيت  و همکاریهای مشترک  منطقه ای در خاورميانه و نزديک راه اندازی شود. اين کاری است دشوار، زيرا نيروهايی که همانند آمريکا و اسرائيل با سياست تفرقه بينداز و حکومت کن خود در ايجاد نفاق و تضعيف نيروهای مخالف خود، برای نمونه  در فلسطين نقاق بین حماس وجنبش آزادیبخش فلستین يا در خاورميانه دامن زدن به دشمنی بين شيعه و سنی، دست دارند،  کليه اهرم های قدرت سياسی خود را از دست خواهند داد و از اين رو تلاش می ورزند از تحقق چنين چشم اندازهايی جلوگيری کنند. اين امکان اما واقعی است، زيرا تمام دولت های منطقه، همينطورهم  مردم اسرائيل،  با برقراری ديالوگ و نزديکی گام به گام به يک طرح "امنيت مشترک" و همکاری اقتصادی در ميان مدت و درازمدت استفاده خواهند برد. در سال 1943 هم اين احتمال بسيار غيرقابل تصور می نمود، که ده سال بعد از آن آلمان و فرانسه یعنی دو "دشمن ارثی"  صلح کنند و جنگ های بين دولت های اروپايی منتفی شود و جامعه اروپا طی يک دوره سی ساله پس از آن به اقتصاد درخشانی که تمام مردم اروپا بطور نسبی در آن ذينفع اند، دست يابد.

 

د.م.س.: آقای پرفسور مسرت، با سپاس فراوان از شما برای اين گفتگو.

 



 Deutsche Militaerzeitschrift : مأخذ

انتشار مقاله اصلي به تاريخ
04/2007
در باره نويسنده

(احمد احقري) يکي از همکاران تلاکسکالا، شبکه ترجمه بخاطر حفظ تنوع گويش، مي باشد. اين ترجمه ميتواند مورد استفاده قرار گيرد، مشروط بدانکه در آن تغييري داده نشده و هم مأخذ و نويسنده و هم مترجم و مصحح آن قيد (گردند.

http://www.tlaxcala.es/pp.asp?reference=5074&lg=fa :نشاني اين نوشتار در سايت تلاکسکالا


امپراطوري: 28/04/2008

 
 چاپ چاپ 

 ارسال ارسال

 
بازگشتبازگشت 

 tlaxcala@tlaxcala.es

زمان پاريس  11:50