HOME تلاكسكا
شبکه ترجمه براي حفظ تنوع گويش
مانيفست تلاکسکالا   مـــا  دوستان تلاکسکالا  جستجو 

جنوبي تر از مرز  آمريکاي جنوبي و جزائر غرايب
امپراطوري موضوعات جهاني
کنعان فلسطين و اسرائيل
امّت جهان عرب، اسلام
در شکم نهنگ اکتيويسم در مادرشهرهاي امپرياليستي
صلح و جنگ آمريکا، اتحاديه اروپا، ناتو
آقريقاي مادر  قارّه آفريقا، اقيانوس هند

ناحيه طوفاني  آسيا، اقيانوس آرام
کالوليدودفتر خاطرات يک پرولو/مستضعف
بخارات معنوي  فرهنگ ، ارتباطات
موضوعات فراتر  
گزارشات تلاکسکالي بترتيب تاريخ  
مفاهيم تلاکسکالا لغت معني، فرهنگ، نقشه
گالري 
کتابخانه نويسندگان 
آرشيو تلاکسکالا  

21/10/2019
Espaٌol Français English Deutsch Português Italiano Català
عربي Svenska فارسی Ελληνικά русски TAMAZIGHT OTHER LANGUAGES
 

اصلاحات از طریق انقلاب


نويسنده
Mohssen MASSARRAT محسن مسرت


آغاز فصل نوینی در تاریخ ایران 

پرفسورمحسن مسرت آلمان

"هنگامی که پائینی‌ها دیگر نخواهند و بالایی‌ها دیگر نتوانند وضع انقلابی برقرار می‌شود." این وضعیت انقلابی که لنین تعریف نمود اکنون (دوشنبه 25 خرداد 1388) در جمهوری اسلامی ایران به وجود آمده است. قیامی که خوشبختانه تا کنون بی‌خشونت برگزار شده دیگر توقف ‌ناپذیر است. مبارزان علیه استبداد دیگر از گروه‌های چماقدار بسیجی، این گروه‌های شبه‌نظامیِ پشتیبان نظام ترسی ندارند. برعکس، آنها را به عقب نشینی وادار می‌کنند. مردمانیکه خود را قربانی تقلب انتخاباتی و تحقیر حاکمان می بینند وارد صحنه مبارزات جدی ولی بی تنش  شده اند.این‌ها در تظاهرات صدهاهزارنفری در خیابان‌های تهران، خود را همچون نیروی یکپارچه‌ای احساس می‌کنند که دیگر حاضر به قبول توهین آن مقتدر پوپولست نیستند که تصور داشت قادر شود مشروئیت خود رااز راه هدیه های انتخاباتی وحمایت رهبری کسب کند.به نظر می‌رسد که کودتای سرد از طریق تقلب در نتایج انتخابات شکست خورده است، اما آیت‌الله خامنه‌ای میداند که یک کودتای گرم عواقب شومی برای ایشان و کشور خواهد داشت. چنین بنظر میرسد که اتحاد میان رهبرورئس جمهور احمدی نژاد، علیرغم نمود عکس آن ترک برداشته است. امروز ایران در وضعیتی شبیه به 30 سال پیش، یعنی بهمن 1357 قرار دارد. آن زمان موضوع بر سر این بود که سلطنت سرنگون و نظام سلطنتی در کل وازگون شود، اما هدف عمده‌ی امروز اصلاح نظام تئوکراتیک از طریق یک انقلاب صلح‌آمیز و از میان برداشتن موانع موجود در راستای دموکراسی کردن جمهوری اسلامی میباشد.

میرحسین موسوی نخستین شخص در تاریخ جمهوری اسلامی است که جرات کرده در مقابل نظر رهبر ایستادگی کند.اواز نظر خامنه‌ای که گفته بود نتایج اعلام‌شده‌ی انتخابات قابل ‌قبول است و همه باید از رئیس جمهور منتخب پشتیبانی کنند، خیلی ساده عبورکرد. روش مرسوم خاموش ساختن مخالفین رهبر "لازم است با یک پارچه گی به دشمنان جواب دندان شکن بدهیم" این بار بی فایده ماند. ظاهراآیت‌الله خامنه‌ای به شهامت و ریسک پذیری اصلاح طلبی چون موسوی کم بها داد. موسوی با اراده‌ی قاطع در رد انتخابات تقلبی و پیکاردر راستای تحقق اراده مردم به هواداران خودقوت قلب داد.اینان نیز به نوبه خود مصمم و بدون حراس از ارعاب به موسوی قدرت می بخشند.این انرژی انقلابی که منشائ آن ازقدرت یابی متقابل مردم و موسوی سرچشمه میگیرد، ظرف دو روز ایران را به سمت حرکت انقلابی جدیدی سوق داد.

احمدی نژادممکن است تلاش کند تا پشتیبانی رهبر را برای گام بعدی یا گام آخر یعنی کودتای گرم جلب کند. اما آیت‌الله خامنه‌ای به احتمال زیاد و با با تکیه به اصول عقلائی سیاست خطر چنین اقدامی را نمیتواند بر خود هموار کند. احمدی نژاد تاکنون نگران قدرت خود و نهادهای ذینفعی که وی با تقسیم میلیاردهای نفتی با خود همراه کرده است میباشد.اما اکنون که اوموقعیت خود را در خطر میبیند شاید حتی از دست زدن به ریسک بزرگی هم ابا نداشته باشد. اما هدف اصلی رهبر نه حفظ بی چون و چرای احمدی نژاد بلکه در وحله اول  بقای نظام است. لذا اواکنون در برابر یک دوراهی جدی قرار گرفته است: یا باید از احمدی نژاد پیروی کند و به این ترتیب مشروئیت کل نظام را به خطر اندازد و یا احمدی نژاد را به خاطر مصالح نظام قربانی کند. زیرا رهبر بر خلاف رئیس‌جمهورِ خود محور درگیر این معظله است که بخشی از نیروهای رزمی، از یک کودتای گرم علیه مردم حمایت نکنند.و حساب احمدی ‌نژاد بار دیگر غلط از آب در آید. شکست دیگری از طریق موافقت با کودتای گرم در پی مشروئیت بخشیدن  به انتخابات تقلبی می‌تواند به پایان کار اساس جمهوری اسلامی منتهی گردد.



 

يحيي تدين, امید  

 

ما بنابراین امیدواریم همسو با اکثریت قاطع مردم ایران در ساعت‌ها و روزهای آینده شاهد شروع اصلاحاتی باشیم که در نهایت نیش‌‌های استبدادی نظام تئوکراتیک را از طریق انقلابی صلح‌آمیز بکشد و راه را برای پیدایش فصل نوینی در تاریخ ایران هموارنماید. تنها راهی که برای آیت‌الله خامنه‌ای باقی می‌ماند این است که به شورای نگهبان بفهماند، بجای روش زیرکانه اتلاف وقت ، فوری به تجدید انتخابات رأی دهد. برای آقایان اعضای شورای نگهبان نیز یافتن توجیه شرعی و سیاسی برای حفظ وجهه‌ی نظام و رهبر آن نمیتواند چنان دشوار باشد. به هر ترتیبی که رویدادها شکل بگیرند، جمهوری اسلامی ایران دیگر هرگز به وضعیت پیش از انتخابات بازنخواهد گشت. اما پایان حاکمیت تئوکراسی الزاما پایان جمهوری اسلامی را به همراه نخواهد داشت. زیرا جنبش اصلاح‌طلبی در بخش‌ عمده‌ی خود (که زیر رهبری موسوی، خاتمی، کروبی و بسیاری دیگر از شخصیت‌های دارای پایگاه اجتماعی قرار دارد) همچنان خود را در چارچوب جمهوری‌ای تعریف می‌کند که چهره‌ی اسلامی دارد.

قانون اساسی جمهوری اسلامی بانهادینه کردن شورای نگهبان و لذا امکان تعریف خودمختارانه حاکمان وقت که چه کسی مسلمان واقعی و پایبند به جمهوری اسلامی است و چه کسی دشمن بحساب میاید جامعه‌ی ایران را از همان آغاز به دو بخش " خودی "و "غیرخودی" تقسیم کرد. محمد خاتمی که بانی جریان اصلاح طلبی در جمهوری اسلامی است توانست بخصوص به شکرانه‌ی مشارکت فعال " غیر خودیها" در سال‌های 1376 و1380 با اکثریت شکننده در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود. اما متاسفانه خاتمی از آن شجاعت و ریسک پذیری لازم برخودار نبود که بتواند قدرت معنوی مردم را به اصلاحات سیاسی و اجتماعی قابل لمس تبدیل کند. به همین علت طرفداران "خودی" و"غیر خودی" او با دلسردی از صحنه کناره گیری کردند و پیروزی احمدی نژاد را در انتخابات 1384 ممکن ساختند. اما "غیر خودیها" در خردادماه1388 و در آخرین لحظات مبارزات انتخاباتی خودجوشانه بار دیگر به شانس تاریخی خود پی بردند و مصمم شدند اشتباه 1384را تکرار نکنند. لذا اکنون جای آن است که جریاناتی که با استدلال دور از شم سیاسی "نمی‌خواهیم با رأی خود به نظام مشروئیت ببخشیم"، انتخابات را تحریم کرده بودند، از مردم و جنبش خودجوش آنان پند بگیرند. چنین به نظر میرسد که تحریم‌کنندگان انتخابات به ماهیت دوگانه گی جامعه ایران پی نبرده ویاکم توجهی کرده و لذااین امکان که میتوان مشروئیت نظام تئوکراتیک رااز طریق انتخابات هم به لرزه در آورد ازدید خود دور نموده بودند.

قانون اساسی جمهوری اسلامی خود با نهادهائی از قبیل شورای نگهبان و امکان تبعیضات گوناگون و در نتیجه الزاما شکاف جامعه به دو تکه "خودی" و"غیر خودی" انقراض حکومت تئوکراتیک را نهادینه کرده است. همانطوریکه بشریت شاهد انقراض نظام آپارتاید تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی شد نظام تئوکراسی واقعا موجود جمهوری اسلامی که بر تبعیض عقیده و روش زندگی استوار است نیز نمیتواند پایدار بماند.آیا وقت آن نرسیده است که رهبران حکومت  از عاقبت آفریقای جنوبی پند بگیرند و در راستای عبور از شکاف ملی به ستیز با جنبش خودجوش مردم و اصلاح طلبی در نیایند؟ مردم ورهبران صلح جوی جنبش انقلابی اصلاح طلبی دریچه بزرگی را برای عبور  باز کرده اند و ایران نیز با ظرفیتهای وسیع فرهنگی،انسانی وتجربیات تاریخی خود از فضای کافی برای همزیستی مسالمت آمیز همه گونه روش زندگی،عقاید، فرقه ها و ملیتها برخورداراست.امید است که جناب آقای ایت اله خامنه ای از این فرصت تاریخی غفلت ننمایند.



: مأخذ
نويسنده 


  : انتشار مقاله اصلي به تاريخ

25 خرداد1388

در باره نويسنده

نشاني اين نوشتار در سايت تلاکسکالا :

http://www.tlaxcala.es/pp.asp?reference=7890&lg=fa 

 


امّت: 18/06/2009

 
 چاپ چاپ 

 ارسال ارسال

 
بازگشتبازگشت 

 tlaxcala@tlaxcala.es

زمان پاريس  1:43