HOME تلاكسكا
شبکه ترجمه براي حفظ تنوع گويش
مانيفست تلاکسکالا   مـــا  دوستان تلاکسکالا  جستجو 

جنوبي تر از مرز  آمريکاي جنوبي و جزائر غرايب
امپراطوري موضوعات جهاني
کنعان فلسطين و اسرائيل
امّت جهان عرب، اسلام
در شکم نهنگ اکتيويسم در مادرشهرهاي امپرياليستي
صلح و جنگ آمريکا، اتحاديه اروپا، ناتو
آقريقاي مادر  قارّه آفريقا، اقيانوس هند

ناحيه طوفاني  آسيا، اقيانوس آرام
کالوليدودفتر خاطرات يک پرولو/مستضعف
بخارات معنوي  فرهنگ ، ارتباطات
موضوعات فراتر  
گزارشات تلاکسکالي بترتيب تاريخ  
مفاهيم تلاکسکالا لغت معني، فرهنگ، نقشه
گالري 
کتابخانه نويسندگان 
آرشيو تلاکسکالا  

07/08/2020
Espaٌol Français English Deutsch Português Italiano Català
عربي Svenska فارسی Ελληνικά русски TAMAZIGHT OTHER LANGUAGES
 

حمايت از احمدي نژاد چرا ؟


نويسنده
Hamid BEHESCHTI حميد بهشتي


مهمترين دلائلي که تا کنون براي حمايت از احمدي نژاد عنوان شده اند چهار تا است:

  1. ابقاء رژيم جمهوري اسلامي
  2. مقاومت در مقابل تسلط آمريکا بر جهان
  3. حمايت از فلسطين و مبارزه با اسرائيل
  4. منافع مادّي

 

مهمترين دلائلي که در مخالفت با احمدي نژاد گفته شده اند نيز چهار تا است:

  1. وي از کشتار مردم باکي ندارد. از پس از انتخابات اخير تا کنون تعداد 53 تن را به نام مي شناسيم که کشته شده اند. (فهرست کشته شدگان)
  2. احمدي نژاد مطبوعات، صدا و سيما و اينترنت را سانسور مي کند. از پس از انتخابات تا کنون 26 تن روزنامه نگار را به اسارت و 679 تن ديگر از صاحبان اين کشور را به بند کشيده است.(فهرست دستگيري ها)
  3. حمايت از فلسطين و مبارزه با اسرائيل
  4. احمدي نژاد تمامي قوانين جمهوري اسلامي را به زير پا نهاده، کليه قواعد مملکت داري را به کناري نهاده و حاکميت خويش را بر نيروهاي امنيتي و دستجات شبه نظامي بنا ساخته است.

 

احمدي نژاد و کساني که پيش از او در حاکميت سهيم بوده اند، در عرض سي سال گذشته ارزش هاي ديني را که اين جمهوري بر آنها بنا گشته است تضعيف نموده، به تيرگي افکنده و آلوده ساخته اند. خرافات به ويژه در دوران رياست جمهوري احمدي نژاد به اوج خود رسيده است و از اسلام به جز پوسته و قالبي تهي چيزي به جاي نمانده است.

شهداي انتخابات 22 خرداد با خون خويش نهال آزادي و عدالت را آبياري کرده، شهادت مي دهند که موجبات هلاکت آنان کدامند. آنها شاهداني مي باشند بر اين که احمدي نژاد و ياران پشت پرده او با آزادي خصومت ورزيده و حقايق را مي پوشانند.

آزاديخواهي و نياز به روشني در خدمت تحقق عدالت بوده و از جمله ارزش هاي ديني مي باشند. اما اين گونه صفات الهي را احمدي نژاد و ياران او برنمي تابند. آن ها خدائي را مي پرستند که مستبد بوده و انسان را در صورتي که در نمازهاي روزانه به درگاهش سر تعظيم فرود نيآورد و يا از قوانين تبعيض آميري که به او نسبت داده مي شوند پيروي نکند، روانه دوزخ مي سازد.

کساني که پس از انتخابات اخير سرازير خيابان ها شدند، طرفداران کمپين يک ميليون امضاء بوده، جواناني هستند که ديگر حاضر نيستند خود را محجور دانسته و زير بار قيّم بروند، مادراني هستند که خواهان دستگيري و مجازات فرزندان به قتل رسيده و آزادي فرزندان اسير خويش مي باشند.

همگي آنها مي خواهند پاسخ يک سئوال را بدانند: اگر واقعا احمدي نژاد در اين انتخابات پيروز شده است، پس چرا تن به بازرسي نتيجه انتخابات نداده، حاضر نمي شود بپذيرد که انتخابات  در صورت اثبات تقلبات تکرار گردد؟

آيا تنفر و ترس احمدي نژاد و يارانش از آزادي نيست که نمي گذارد آنها به انتخابات آزاد تن دهند؟ آن ها از چه مي ترسند؟ آزداي ارزش والائي است که بايد در عالم واقع معنا شود. مردم ايران براي دومين بار به اصلاحات رأي دادند. اما آن ها خواهان چگونه اصلاحاتي هستند؟

1-      قانونمداري

پايگاه و مقرّ تمامي انحرافات در جمهوري اسلامي دستگاه قضائي است. در دادگاه ها همه تصميمات مطابق ميل و اراده قاضي و انتظارات دستجات حاکم گرفته مي شوند. بر دستگاه قضائي نيز رانت خواري حاکم است. در صورتي که قاضي مايل باشد، زمان محاکمه بدون دادن اطلاع به طرفين دعوا تغيير مي یابد و يا پرونده مربوطه مفقود مي گردد. در مواردي که موضوع دعوا با منافع مقامات بالاتردر تناقض بوده وبه دستگاه رهبري و ارگان هاي تحت نظر آن مربوط باشند، طرفين دعوا بايد از حق خود بگذرند، مگر آن که پارتي هاي پرنفوذي داشته باشند. و اگر دعوا به امور شخصي مربوط باشد، طرف دعوائي در دادگاه موفق خواهد بود که از روابط قوي تري برخوردار و يا از توان مالي بالاتري بهره مند باشد.

2-      مديريت و کار از روي حساب و برنامه

فقط در دادگاه ها نيست که مردم محکوم اراده قاضي و صاحبان نفوذ مي باشند. بسياري از عوامل ديگر نيز مؤثراند که نمي گذارند کسي از زندگي و عمر خويش به درستي استفاده کرده و زندگي خويش را از زوي حساب و برنامه تنظيم نمايد. البته در ايران نيز ساعت ها کار مي کنند، اما هيچ کاري از روي ساعت تنظيم نمي شود. در ايران برنامه ريزي ممکن نيست. براي برنامه ريزي آدمي بايد بداند که کارها بر چه منوال و به چه هنگام صورت مي گيرند. اما اين را که در ايران کارها بر چه منوال صورت مي گيرند هيچ کس نمي داند. قواعد و مقررات فقط در نادرترين موارد مصداق دارند. همه چيز به اين بستگي دارد که چه کسي، به چه ميزان نفوذ داشته باشد. علاوه بر آن ترافيک در اين ميان نقش بس مهمي را ايفا مي کند و ترافيک و راه بندان استثنائي نيست.

براي برنامه ريزي و تنظيم کارها انسان در زندگي به اطلاعات نيازدارد، اطلاعاتِ مربوط به قواعد و حقوق و نسبت به موعدها و زمان بندي ها. به همين دليل اين انتظار که در ايران کاري مطابق قاعده و مقررات و یا به موقع انجام شود امري غير عادي است. عادي اين است که آدمي همه چيز را تحمل کند.

در حالي که ما در غرب انتظار داريم که قطارها، اتوبوس ها و ساير وسائل تردد جمعي به هنگام حرکت کنند، تا که انسانها به هنگام بر سر کار خود حاضر شوند و به قرارهاي خود برسند که لازمه آن استفاده از برنامه حرکت وسائل تردد جمعي است، در ايران براي حرکت اتوبوس هاي شهري برنامه حرکتي وجود ندارد. قطارها و هواپيماها غالباً با تأخيرهاي فاحش کار مي کنند.

براي اين که به مقصد خود برسيم – مقصدي که براي اولين بار بدانجا مي رويم – بايد از آدرس دقيق محل اطلاع داشته باشيم. اما از دقيق بودن نشاني در تهران آدمي نمي تواند مطمئن باشد. کم پيش نمي آيد که شماره پلاک خانه ها اشتباهي باشند. برخي خانه ها داراي دو شماره پلاک هستند. برخي خيابان ها – البته به ندرت- داراي دو نام مي باشند يا از يک خيابان اصلي دو خيابان فرعي جدا مي شوند که دقيقاً همنام هستند. تمام اين موارد را من شخصاً تجربه کرده ام. اين ها داستان سرائي نيست.

علاوه بر تما اين ها يک تصميم رئيس جمهور، احمدي نژاد نيز کار برنامه ريزي  کشور را به کلي مختل ساخته است. وي اداره برنامه ريزي کشور را تعطيل نمود و کار آن را به رياست جمهوري واگذار کرد. وظيفه سازمان بودجه و برنامه اين بود که پروژه هاي درازمدت و تحولاتي را که به برنامه ريزي نياز دارند سازماندهي کند. اما احمدي نژاد حاضر نبود کسي در کارهاي او دخالت نمايد. وي از زماني که شهردار تهران بود تجربه تلخي را به خاطر داشت. آن زمان وي قصد کرده بود يک خط قطار هوائي (آويزان) را در شهر تهران تأسيس نمايد. اما به قضاوت کارشناسان هزينه آن کار بسيار بالا بوده و اصلاً به صرفه نبود به همين دليل هم وي نتوانست به نيت خويش جامه عمل بپوشاند. احمدي نژاد مايل است آزادي عمل داشته باشد و به هر صورتي که مي خواهد بتواند کار خود را انجام دهد . اما اين کار با برنامه ريزي و عمل مبتني بر کارشناسي و از روي حساب و کتاب جور در نمي آيد.

اين ها اشکالاتي هستند که در صورت آزادي اطلاعات در جمهوري اسلامي به مرور زمان برطرف خواهند شد.  زيرا در صورتي که آزادي بيان تأمين باشد اشکالات موجود در مطبوعات مطرح شده و مسئولان امور مورد پرسش قرار مي گيرند. شايد برخي تصور کنند که سير آزاد اطلاعات و آزادي مطبوعات و رسانه اي خدمات پر هزينه اي هستند که همه ي کشورها قادر به تأمين آنها نمي باشند. اما اين جز يک انحراف فکري نيست و لااقل در مورد ايران صدق نمي کند. زيرا سير آزاد اطلاعات اولين شرط لازم براي زندگي از روي حساب و کتاب و مطابق برنامه بوده، بدون آزادي اطلاعات، وجود شهروند مستقل غير ممکن و سامان زندگي قيم وار خواهد بود. اما مردم ايران خواهان آزادي بيان و مطبوعات بوده، ديگر حاضر نيستند کسي را براي خود در نقش قيم بپذيرند.

اما اين موضوعات متاسفانه براي عده اي فاقد اهميت اند. در اينجا بايد گفت ما با يک دعواي اشتباهي روبروه هستيم. عده اي مي خوهند ما را مجبور کنند که ميان آزادي اطلاعات و مبارزه با سلطه و حاکميت آمريکا بر جهان يکي را انتخاب کنيم.  معلوم نيست چرا ما مي بايست همواره خود را به مباحث انحرافي مشغول کنيم؟

معلوم نيست چرا نمي شود هم با سلطه طلبي آمريکا بر جهان مخالف بود و هم با ديکتاتوري احمدي نژادها  و صدام حسين ها؟ اکنون که مردم ايران آمده اند و در مقابل زورگوئي ها و تقلبات انتخاباتي و بريز و بپاش هاي احمدي نژاد با کمال آرامش و سکوت و در يک روند انتخابات قانوني و از روي مقررات قصد کرده اند دولتي را که به هيچ وجه نيز از آن راضي نيستند از کار بر کنار کرده و دولت ديگري را بر سر کار آورند، و در اين ميان با وسوسه و سوسه دواندن  هاي دولت آمريکا که در طول تاريخ بارها و بارها و در اطراف و اکناف جهان بدان پرداخته است مواجه شده اند، يک باره بايد به خاطر مبارزه با آمريکا بار گران احمدي نژاد را مردم ما لااقل چهار سال ديگر نيز تحمل کنند؟ آخر اين حرف با چه منطقي جود در مي آيد؟

البته هنوز در ايران اطلاعات مربوط به اين بحث و اينگونه استدلالات چندان به آگاهي هموم نرسيده اند که چندان هم بي دليل نيست. زيرا در ميان مردم ما که اين فشارها و بگير و ببندها و زدن و کشتن ها را در خيابان ها تجربه مي کنند، جائي براي طرح اين سخن ها باقي نمي ماند. اما متاسفانه در سطح جهااني و به يمن همکاري زيمنس و نوکيا و سانسور و خفقاني که احمدي نژاد بر ايران حاکم کرده است يک گونه دوپارگي در افکار عمومي موجود است.



 

 مأخذ : مؤلف


انتشار مقاله اصلي به تاريخ

در باره نويسنده

حميد بهشتي يکي از همکاران تلاکسکالا، شبکه ترجمه بخاطر حفظ تنوع گويش، مي باشد. اين ترجمه ميتواند مورد استفاده قرار گيرد، مشروط بدانکه در آن تغييري داده نشده و هم مأخذ و نويسنده و هم مترجم و مصحح آن قيد گردند.

http://www.tlaxcala.es/pp.asp?reference=8177&lg=fa :نشاني اين نوشتار در سايت تلاکسکالا


امّت: 15/07/2009

 
 چاپ چاپ 

 ارسال ارسال

 
بازگشتبازگشت 

 tlaxcala@tlaxcala.es

زمان پاريس  16:39