HOME تلاكسكا
شبکه ترجمه براي حفظ تنوع گويش
مانيفست تلاکسکالا   مـــا  دوستان تلاکسکالا  جستجو 

جنوبي تر از مرز  آمريکاي جنوبي و جزائر غرايب
امپراطوري موضوعات جهاني
کنعان فلسطين و اسرائيل
امّت جهان عرب، اسلام
در شکم نهنگ اکتيويسم در مادرشهرهاي امپرياليستي
صلح و جنگ آمريکا، اتحاديه اروپا، ناتو
آقريقاي مادر  قارّه آفريقا، اقيانوس هند

ناحيه طوفاني  آسيا، اقيانوس آرام
کالوليدودفتر خاطرات يک پرولو/مستضعف
بخارات معنوي  فرهنگ ، ارتباطات
موضوعات فراتر  
گزارشات تلاکسکالي بترتيب تاريخ  
مفاهيم تلاکسکالا لغت معني، فرهنگ، نقشه
گالري 
کتابخانه نويسندگان 
آرشيو تلاکسکالا  

14/12/2019
Espaٌol Français English Deutsch Português Italiano Català
عربي Svenska فارسی Ελληνικά русски TAMAZIGHT OTHER LANGUAGES
 

!آقای احمدی‌نژاد، به تاجيکستان خوش نيامدی


نويسنده
Dariush RAJABIAN Дария Ражавиан داریوش رجبیان


ديدار محمود احمدی‌نژاد از تاجيکستان در حالی صورت گرفت که شعلۀ آشوب‌های ايران همچنان مشتعل است. سخت‌ترين بحران قدرت در ايران که پس از انتخابات تابستان گذشته درگرفت، طی شش ماه اخير اين کشور را پيوسته در سرخط خبرهای جهان حفظ کرده‌است. و در اين روزها احمدی‌نژاد به هر جای جهان برود، پرسش‌باران خواهد شد و پرسش‌ها عمدتاً در بارۀ رويدادهای داخلی ايران خواهد بود؛ به جز تاجيکستان و چند کشور همسان ديگر منطقه که پرسش کردن اجازه می‌خواهد.

اما برای جامعۀ خبری برون‌مرزی اين موضوع معنا ندارد. پرسيدن به مانند نفس کشيدن حق مسلم يک خبرنگار در جامعۀ آزاد است. به ويژه اگر چهرۀ سياسی‌ای چون احمدی‌نژاد دم دست باشد. رئيس‌جمهوری که در تهلکۀ نجات قدرتش از قتل و شکنجۀ مخالفانش پرهيز نمی‌کند. رئيس‌جمهوری که مردم معترض کشورش را "خس و خاشاک" خواند و از کشتن آنها در مقدس‌ترين روز شيعه‌ها (عاشورا) هم دست باز نداشت. مردی که باعث شد اعتبار مذهبی يک جمهوری اسلامی پاک زدوده شود و روحانيان معتبر از آن فاصله بگيرند و حکومت در قبضۀ سپاهيان گرفتار ماند. مردی که به تبديل ايران به فلسطينی ديگر متهم می‌شود. رئيس‌جمهوری که انتخاب دوباره‌اش توسط بسياری کودتا ارزيابی می‌شود.

اين فرصت طلايی خبری برای خبرنگاران تاجيک ديگر کی فراهم می‌شود؟ خبرنگاران تاجيک می‌توانستند با طرح پرسش‌های سازگارتر با منطق زمان سرخط برترين خبرگزاری‌های جهان را اشغال کنند.

اما شايد نتوان بر خبرنگاران زيادی خرده گرفت. در يکی ديگر از بحث‌هايمان گفته بوديم که در کشورهای بستۀ مستبد ميان مفهوم‌های "دولت" و "ملت" تفاوت نمی‌گذارند. پنداشت غلط مأموران دولتی تاجيکستان هم اين بود که طرح پرسش‌های چالش‌انگيز و سخت از ميهمان دولت می‌تواند روابط بين دو کشور را خدشه‌دار کند. در حالی که جرج بوش دوم زننده‌ترين پرسش‌ها را در کشور متحدش بريتانيا می‌شنيد و هرگز از نخست‌وزير آن کشور در اين مورد گلايه‌ای نداشت. چون به هر روی، می‌دانست که رسانه‌ها گوش‌به‌فرمان دولت نيستند. اما در کشورهای ما، از بخت بد، مطبوعات در موارد بسياری گوش‌به‌فرمان دولت مانده‌است.

بهترين نمونۀ جدايی مفهوم‌های "دولت" و "ملت" از يکديگر، جمهوری اسلامی ايران است. رويدادهای اخير آشکار کرد که ميان اين دولت و ملت شکاف فراخی وجود دارد. از اين رو نشايد که کارهای ناشايست دولت ايران را به حساب ملت آن بگذاريم. چندی پيش در يک مطلب جالب هفته‌نامۀ "نگاه" در بارۀ تونل نافرجام انزاب (که سال‌هاست شرکت ايرانی "سابير" در حال احداث آن است) ، اين تونل "غار ايرانيان" عنوان شده بود. با درک حقيقت جدايی "دولت" از "ملت" ايران "غار جمهوری اسلامی" می‌توانست عنوان بهتری برای تونل انزاب باشد. تونل انزاب نشانۀ بارز ناتوانی و بی‌سروسامانی مديريتی در جمهوری اسلامی است. معلوم نيست که باز چند بار ديگر قرار است اين تونل افتتاح شود، تا سرانجام مورد بهره‌برداری قرار بگيرد.

بستن دهان خبرنگاران در حضور احمدی‌نژاد وضعيت مخوف و ناگوار او را بهتر نمی‌کند. چه خبرنگاران تاجيکستان از او پرسش‌های مناسب کنند و چه نکنند، افکار و کردار احمدی‌نژاد ثبت تاريخ شده‌است و فرجام او تاريک است. او رئيس‌جمهور يک نظام اسلامی است که در روز سوگ عاشورا سوگواران را به گلوله بست. حتا رژيم شاه پهلوی در روز عاشورای 1978 ميلادی که زمين و زمان را شعارهای ضدسلطنتی می‌لرزاند، فرمان سرکوب معترضانش را نداده بود. اما رژيم اسلامی ايران روز عاشورای اخير را با خون ده‌ها تن معترض آلود و مشروعيت خود را بيش از پيش لکه‌دار کرد.

نبود پرسش‌های گزندۀ خبرنگاران تاجيک اين واقعيت را هم تغيير نمی‌دهد که جمهوری اسلامی اکنون به "جمهوری دروغ" تبديل شده‌است؛ به گونه‌ای که تقريباً تمام امور آن با تکيه به استدلال‌های چرند و دروغ انجام می‌گيرد. به گفتۀ رژيم احمدی‌نژاد، ندا آقاسلطان را خبرنگار بی بی سی در تهران کشته‌است و قتل خواهرزادۀ ميرحسين موسوی را خود موسوی طرح‌ريزی کرده‌است و تروريستان مزدور، مردم را در روز عاشورا به خاک و خون کشيده‌اند و از اين دست دروغ‌های شاخدار ديگر.

با ديدن تصويرهای ويديويی که مشخصاً نيروهای دولتی را در حال نشانه رفتن و تيراندازی به سمت مردم بی‌سلاح نشان می‌دهد، با اطمينان می‌شود گفت که حتا خود احمدی‌نژاد و هم‌سنگرانش هم به اين اتهامات باور ندارند و از روی ناچاری به دروغ متوسل شده‌اند، تا شايد بدين گونه مانع از پديداری شهيدان نو شوند. جمهوری اسلامی که در گذشته "شهيدپرور" بود، اکنون از نام "شهيد" لرزه به اندامش می‌افتد. چون می‌داند که ياد و نام شهيدان نوين تيشه بر ريشه‌اش خواهد زد. از اين رو دروغ را تنها چارۀ کار می‌داند؛ غافل از اين که ريشۀ دروغ کوتاه است و دير نمی‌پايد.

کسی به احمدی‌نژاد در تاجيکستان اين سخنان را نگفت تا بداند که ما هم از بدکاری‌هايش دل خوشی نداريم. کی ديدی که دريوزه‌گری نيازمند به فردی پولدار از بدکاری‌هايش گفته باشد؟ اما با فضايی که احمدی‌نژاد برای کشورش ايجاد کرده، گمان نمی‌رود که نيازهای تاجيکستان توسط دولت او برآورده شود. دردسرهای او ده‌چند بيشتر است.

بسياری معتقدند که با ريختن خون اين همه بی‌گناه، احمدی‌نژاد ديگر نمايندۀ مشروع ايران نيست و تنها سخنی که سزاوارش است، عنوان اين نوشته است: آقای احمدی‌نژاد! به تاجيکستان خوش نيامدی!


 : مأخذ
ЯК ДАРВЕШ / A DERVISH
انتشار مقاله اصلي به تاريخ
2010/01/05
در باره نويسنده

 تلاکسکالا، شبکه ترجمه بخاطر حفظ تنوع گويش، مي باشد. اين ترجمه ميتواند مورد استفاده قرار گيرد، مشروط بدانکه در آن تغييري داده نشده و هم مأخذ و نويسنده و هم مترجم و مصحح آن قيد گردند.

http://www.tlaxcala.es/pp.asp?reference=9717&lg=fa :نشاني اين نوشتار در سايت تلاکسکالا
 


امّت: 11/01/2010

 
 چاپ چاپ 

 ارسال ارسال

 
بازگشتبازگشت 

 tlaxcala@tlaxcala.es

زمان پاريس  23:22