هرچندآمريکاموفّقّيتهائی درزمينه ديپلماسی به دست آورد ولی ايران کماکان جاه طلبی های هسته ای اش راحفظ کرده است.
رئيس جمهوربرزيل روز 17 ماه می بعدازامضای توافقنامه سه جانبه ايران – ترکيه – برزيل گفت:» پيروزی ديپلماسی بالاخره خودرانشان داد.» ازطرف ديگر دولت آمريکابه فاصله 1 روزازاين توافق اعلان کردکه به دنبال جلب نظرموافق روسيه برای اتخاذتحريمهای بيشتربرای ايران است.ولی هيچيک ازاين کارها، ايران راازتوليدسلاح هسته ای بازنمی دارد( اگراين موضوع موردنظرايران باشد.) اتفاقأ قرارداد سه جانبه به ايران اين امکان رامی دهدکه اورانيومی به مراتب غنی ترازآنچه تاکنون به دست آورده، تهيّه کند.به قول آقای بايدن، معاون رئيس جمهورآمريکا، هردواين تحرکات( معاهده سه جانبه وتشديد تحريمها)» معاملات بزرگ» هستند. اينها نشان دهنده تغييراتی قابل توجه درچشم انداز بين المللی است.
شوک واقعی هماهنگ شدن روسيه وچين باسايراعضاء شورای امنيت ملّی درموردتشديد تحريمهای ايران است. اين يک پيروزی برای دولت بردباراوباماوازطرفی نشان دهنده حماقت طرف ايرانی بود.کنت پولاک ازانستيتوی بروکينگز می گويد:» ايرانيها بدترين مذاکره کننده هستند. آنهاسعی کردندهمه راعصبانی کنند.»
داستان اکتبرسال گذشته شروع شد هنگامی که ايرانيها باارسال 2.640 پونداورانيوم 3.5درصدی به روسيه ودريافت مقدارکمتری اورانيوم غنی شده % 20 برای مصارف پزشکی وغيرنظامی شان موافقت کردند. آنها درضمن توافق کردند که تمام برنامه های هسته ای شان رابا آژانس هماهنگ کنند.ايران زير قول خودزد وسپس سعی کردمفاد آن راتغييردهدبه اميداينکه کشورثالث راازروسيه به ترکيه برگرداند( وبعداين گزينه راهم کناربگذارد.)
اخيرأ رئيس جمهورمسخره به سازمان ملل گفته ايران نقشه اوليه راپذيرفته بوددرصورتی که چنين نبوده است.
علت عصبانيت روسها ازاين بودکه ازآمريکائيهاخبرتأسيسات هسته ای قم راشنيدندوازطرف ديگرخوشايندشان نبودکه ايران ترکيه رابه عنوان کشورميانجی انتخاب کند. واين مقدمات نقشه مشترک ترکهاوايران برای انتقال خط لوله گازازترکمنستان ازطريق ايران وترکيه به اروپا می باشد واين باعث شکستن قدرت يک قطبی روسيه دراين بخش خواهدبود. درسری چهارم تحريمهای ايران، روسيه ازکليه معاملات منجمله قطعات موشکهای برای پروژ ه های ايران منع شده واين نشان ازپايان هممکاريهای نزديک دوکشورايران وروسيه وازطرف ديگر شروع همکاريهای تاکتيکی – استراتژيک بين ايران وترکيه می دهد.
ازطرف ديگر، چينی هاهم چندان دل خوشی ازطرف ايرانی ندارند بااين تفاوت که چينی ها کمترسروصداراه می اندازندوطرف ايرانی درمذاکراتش خيلی متغيررفتارمی کند. ايران وچين برسرقرارداد 20 بليون دلاری برنامه توسعه نفت وگاز مذاکراتی کردنددرحالی که فقط بخشی ازآن به امضارسيده وازهمان بخش امضاشده هم قسمت کوچکی به مرحله اجرارسيده است. موردديگری که باعث نارضايتیودلخوری چينی هاشد: دولت چين گروهی رابرای مذاکره درزمينه مسائل مطرح ازطرف آژانس بين المللی هسته ای به ايران فرستاد ولی نتيجه ای غيرقابل درک وفهم دربرداشت. چين به امنيت اقتصادی اش بسياراهميت می دهد واين بادورمذاکرات سه جانبه ترکيه – برزيل – ايران خوشايندش نبود واين چين رابه سمت توافق درامضای دورديگری ازتحريمها عليه ايران صوق داد.
بااين مقدمات، می رسيم به توافق ترکيه – برزيل: اين يک توافق کثيف ( پست) است وايران بارديگرداردازترکيه وبرزيل سوء استفاده می کند درحالی که طرف ديگرقصددارد جلوی ايران رابرای تعلل يا پرهيزازتوليد اورانيم غنی نشده، که ايران خودنيزآن راامضاکرده است، بگيرد.
ولی ترکيه وبرزيل اين وسط چه سودی عايدشان می شود؟ منافع تجارتی که حتمأدربين هست. ولی منافع درازمدت تری هم مّد
نظرهست: برزيل درزمينه اقتصادجهانی مطرحی است که درمواردمختلف ديپلماسی هم به کارگرفته می شود. ترکيه هم به عنوان کانديدای ورودبه اتحاديه اروپاسعی می کند نقش رهبری خودرادرمنطقه به خوبی اجراکند.
اينهاهمه انگيزه های بالقوه هستند: منافع ترکيه وبرزيل نهايتأ هماهنگ باآمريکاست: دوقدرت سنتی چين وشوروی دارندفاصله خودراباايران بيشترمی کنند درحالی که قدرتهای بالقوه ای همچون ترکيه وبرزيل سعی دارند نقش چندجانبه بازی کنند. ازطرف ديگر متأسفانه ايران کماکان به توليد اورانيم جهت دستيابی به سلاح هسته ای ادامه می دهد به نظرنمی آيدبه اين زودیها دست ازاين کاربردارد.